هويتى ، كه به نوبهء خود ، عامل بسيار مهمى در تحولات بعدى تمدن هند شد . اين جريان هضم و تحليل از يكسو و واكنش در برابر آن از سوى ديگر را در زمينههاى مختلف مىتوان مشاهده كرد ؛ مثلا كتيبههاى اوليه به زبان پراكريت يا سانسكريتاند ؛ اما اندكى بعد كتيبههايى به زبان تاميل پيدا مىشود . سرانجام ، اكثر قريب به اتفاق اسناد بهجا مانده به زبانهاى تاميل و سانسكريت است . سلطاننشينهاى دكن غربى نقش خود را به عنوان پل ميان شمال و جنوب ادامه داده ، موجبات انتقال انديشهها را از اين ناحيه به آن ناحيه فراهم آوردند ؛ همچنان كه از تاريخ تحول هنر معمارى اين دوره آشكار است . با اين حال ، اين نقش طبيعتى منفى نداشت . اسلوب معمارى دكن هم در سبك معمارى شمال تأثير گذاشت و هم باعث نوآورى در شيوهء معمارى دراويدى شد .
الگوى تاريخ سياسى دكن و سرزمينهاى جنوبىتر ، از مشخصات سياسى - جغرافيايى منطقه متأثر بود ؛ الگويى كه تا همين اواخر تداوم داشت ، حاصل كشمكش دو منطقه جغرافيايى دكن غربى و تاميل - ناد بود ؛ نواحى وسيع جلگهاى ساحلى محصور در كوهها از يكسو و دشت حاصلخيز واقع در جنوب مدرس از سوى ديگر . رودهاى اين ناحيه از مغرب سرچشمه مىگيرند و به خليج بنگال مىريزند . تقسيم شبهجزيرهء جنوب هند به سلطاننشينهاى مرتفع غربى و سلطاننشينهاى ساحلى شرقى بر اشتياق هريك از اين دو براى تسلط بر تمامى مسير رودها ، مخصوصا رودهاى كوداوارى و كريشنا ، مىافزود . مايهء اصلى كشمكش و اختلاف ناحيهء ونگى ( اندهرا پرادش امروزى ) واقع در ميان دلتاى رودهاى كوداوارى و كريشنا بود . بنابراين ، اختلاف و دعوا بيش از آنچه ميان دودمانها و سلسلههاى سلطنتى باشد ، ناشى از خصوصيات جغرافيايى بود . از اينرو در طول سدههاى بعد ، به رغم پيدايش و سقوط سلسلههاى متعدد ، كشمكش ادامه يافت .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٣٠