قرن بر اين ناحيه فرمانروايى كردند . شدت تسلط آنان بر منطقه متناسب بود با نحوهء روابط آنان با قدرت مستقر در تاميل - ناد . بهرغم مزاحمتى كه پاندياها براى سلسلههاى تاميل ايجاد مىكردند هيچگاه نتوانستند آنان را نابود سازند .
تنها استثنا در اين صحنهء جنگ و زدوخورد ، ميان حكومتهاى جنوب هند ، رابطهء ميان پالاواها و « چرا » ها است . مراد از « چرا » ها ساكنان سواحل مالابار ( كرالاى امروزى ) است . سلسلهء پرومال فرمانرواى « چرا » ها بودند .
شواهد فراوان حكايت از روابط نزديك و حسنه ميان « چرا » ها و « پالاوا » ها مىكند . نمايشنامهء ماتاويلاسا - پراهاسانا ، نوشتهء مهاندرا - ورمان ، در مالابار شناخته شده بود . در تماشاخانههاى آنجا به نمايش گذاشته مىشد . از آثار سانسكريت اين دوره ، كه براى پالاواها نوشته شده ، آشكار است آگاهى فراوان نسبت به كرالا در دسترس بوده است . در اين دوره ساحل مالابار ميزبان جمعى ديگر از بازرگانان بيگانه ازجمله اعراب بود . اعراب بر خلاف روميان در نواحى ساحلى جنوب هند اقامت دائم گزيدند . به عنوان بازرگان مورد استقبال قرار گرفتند . براى ايجاد ايستگاههاى بازرگانى به آنان زمين داده شد ؛ همانند مسيحيان كه در سدههاى پيشين اجازه داشتند كه آزادانه به فرايض و سنتهاى مذهبى خود عمل كنند . ماپيلاهاى امروزى يا مسلمانان مالابار بازماندگان اين اعراب مهاجرند . مسلمانان مالابار كه سوداگر بودند ، فعالانه درصدد تبليغ و گرويدن مردم محل به دين اسلام نبودند ؛ بنابراين به آسانى توانستند با جامعهء محلى هماهنگ شوند .
در سدهء پيشين اعراب ، ايران را گشودند و جمع كثيرى از زرتشتيان را به زور وادار به قبول اسلام كردند . اما بسيارى از زرتشتيان در اوايل سدهء هشتم از طريق دريا و راههاى ساحلى از ايران گريختند و به مغرب هندوستان پناه بردند و پس از آنكه مورد حمايت چالوكياها قرار گرفتند ، در همانجا اقامت گزيدند . به بازرگانى پرداختند و آن جامعهاى را بنياد گذاردند كه بعدها به « پارسيان » شهرت يافت .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٣٦