نيز برانداختند و اراضى آن را ، كه در جنوب سلطاننشين چالوكيا واقع بود ، تصرف كردند .
اصل و نسب پالاواها در جنوب هند مورد مناقشه است . برخى از مؤلفان مىگويند اسم پالاوا از اصطلاح پهلوى ( - پارتى ) مشتق شده و اينان در اصل از ايرانيان پارتىنژاد بودند كه از مغرب هندوستان به كرانههاى شرقى شبه جزيره مهاجرت كردند . اين رويداد در سدهء دوم ميلادى ، در اثناى جنگ ميان سكاها و ساتاواناها ، اتفاق افتاده بود . جمعى ديگر از محققان مىگويند اينان قبيلهاى از قبايل ونگى بودند . روايت ديگرى نيز هست كه محور آن ، اسم آنهاست . براساس اين داستان كه شاهزادهء جوانى به شاهزادهء خانم ناگايى اهل دنياى مردگان دل مىبازد و چون ناچار مىشود كه شاهزاده خانم را وداع گويد ، توصيه مىكند فرزندى را كه از او متولد خواهد شد ، در سبدى چوبى گذاشته ، به آب بسپرد تا وى او را شناخته و بخشى از مملكت خود را به او واگذار كند . شاهزاده خانم به اين توصيه عمل مىكند و اين فرزند شناخته شده و بنيادگذار سلسلهء پالاوا ( كه معناى تحت اللفظى آن چوب سبد است ) مىشود . اين افسانه اشارهاى مىتواند باشد به تبار بيگانهء سلسلهء پالاواها و اينكه موجبات روى كار آمدن آنان با ازدواج سياسى فراهم شده بود . شاهزاده خانم ناگا مىتواند نماد يكى از فرمانروايان محلى باشد . اين داستان اختصاص به پالاواها ندارد . همينگونه داستانى نيز دربارهء خمرهاى كامبوج رايج است و احتمالا افسانهء كامبوجى اقتباسى است از همان افسانهء مربوط به پالاواها . فقدان اطلاعات دقيق دربارهء اصل و تبار پالاواها مسئلهء منتسب كردن آنان را به طبقات بالاى اجتماعى ، از طريق جعل شجرهنامه ، آسان كرده بود .
نخستين اسناد تاريخى مربوط به پالاواها به زبان پاراكريت و بعد هم كتيبههايى به زبان سانسكريت و سرانجام به هردوزبان سانسكريت و تاميل است . كتيبههاى پاراكريتى مربوط به دورهاى است كه هنوز پالاواها يكى از
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٣٢