بازرگانى به صورت دستيار و متحد مذهب درآمد تا طرز تفكر و زندگى هندى را در خارج از شبهقاره عرضه كند و رواج دهد . در اين زمينه ابتكار را كيش بودا در دست گرفت و تمدن و فرهنگ هندى را در نقاط مختلف آسيا عرضه نمود . كيش بودا در آسياى مركزى پيروان فراوان يافت و صاحب معابد فراوانى شد كه با اهداى نذورات و هدايا از سوى فرمانروايان محلى و بازرگانان به تدريج ثروتمند و توانگر شدند . همهجا خط هندى پذيرفته و قواعد سنتى كيش بودا پياده شد . هندوان فراوانى ساكن آسياى مركزى شدند ؛ ازجمله كوماراجيوى ، « 1 » فيلسوف بودايى مذهب كه در كوچى به سر مىبرد ، جايى كه پدرش با شاهزاده خانمى از اهالى آنجا ازدواج كرده بود ( سدهء چهارم ميلادى ) . افغانستان متحد فرهنگى هندوستان بود . دليل اين مدعا آثار باستانى باميان است .
انبوهى از بودائيان هندى براى وعظ و تبليغ به چين رفتند . در سال 379 ميلادى كيش بودا به عنوان دين رسمى كشور چين پذيرفته شد . پيروان اين كيش در آنجا به سرعت فزونى يافتند . اما بودايى مذهبان چينى بدون محنت و مشقت روزگار نگذراندند . در سدههاى بعد پيروان اين كيش مورد عذاب و فشار شديد قرار گرفتند . بودائيان چينى به جمعآورى متون اصلى مقدس بودايى به زبانهاى سانسكريت و پالى عشق زياد داشتند . جمعى از آنان از جمله فا - هسين ، « 2 » سونگ يون ، « 3 » هسوان تسنگ « 4 » و آى تسنگ « 5 » در فاصله سالهاى 400 - 700 ميلادى به هندوستان سفر كردند و در آنجا به تحقيق و تفحص پرداختند . نتيجه آن شد كه عوامل هندى چندى وارد فرهنگ چينى شد . آشكارترين اينها كاربرد شيوههاى مجسمهسازى و نقاشى هندى بود .
غارهايى كه تبديل به معبد شده بود و مدتها بود در آسياى مركزى رواج
هامش
( 1 ) .Kumarajiva( 2 ) .Fa Hsien( 3 ) .Sung Yun( 4 ) .Hsuan Tsang( 5 ) .I Tsing