هزار سالى از عمر اين دوره و دنيا باقى است . كالىيوگا همچنين همراه است با ظهور كالكين يا دهمين تناسخ ويشنو . شباهت عجيبى وجود دارد ميان اين باورهاى هندوان از يكسو و باورهاى ايرانيان و ديگران از سوى ديگر با مفهوم هزارهها .
يكى از جوانب جالب زندگانى روشنفكرى آن دوره مناظرهها و مجادلههاى پرحرارت فلسفى بود . بويژه ميان بودايىها و برهمنها . به تدريج اين مناظرهها و گفتوگوهاى فلسفى در شش مكتب فلسفى هندى تبلور يافت . هرچند سرچشمهء انديشههاى فلسفى هريك از اين مكاتب ششگانه در دورههاى پيش از روزگار كوپتاها قرار داشت و تا دورههاى بعدى نيز ادامه يافت ، اما پارهاى از اصول اساسى آنها در اين زمان باصراحت اعلام شد . اين شش مكتب عبارتاند از :
1 . « نيايا » « 1 » ( تحليل ) ، اين سيستم فلسفى بر منطق استوار است و عمدتا در جدل با روحانيون بودايى كه به معلومات نوين خود و تسلط بر منطق مىنازيدند ، به كار مىرفت .
2 . « وىشيشكا » « 2 » ( خصوصيات ويژه ) ، نوعى فلسفه اتميك ( ذرهاى ) بود .
مىگفتند كاينات از تعدادى ذرات ساخته شده است كه با روح تفاوت دارند .
بنابراين اعتقاد داشتند كه كيهانهاى جدا از هم وجود دارد كه از ذره و روح ساخته شدهاند .
3 . « سانكىها » « 3 » ( شمارش ) ، آفرينندهاى را قبول نداشتند . مىگفتند بيست و پنج اصل باعث آفرينش شده است . با دوگانگى ميان ماده و روح آشنا بوده و از اين نظريه طرفدارى مىكردند كه اگر ميان سه اصل فضيلت و هيجان و بىتفاوتى تعادل درست بهوجود آيد ، همهچيز طبيعى و عادى خواهد نمود .
هامش
( 1 ) .Nyaya( 2 ) .Vaisheshika( 3 ) .Sankhya