تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
بروبياى سلطان‌نشين‌هاى پهناور « عصر طلايى » تاريخ هندوستان و ايامى كه روزگار نشو و نماى واحدهاى سياسى كوچكتر بود ، « عصر تاريك » تاريخ هندوستان دانسته شد . به تاريخ نيمهء جنوبى شبه‌قارهء هندوستان التفات چندانى نمىشد ، مگر در روزگارى كه در آن‌جا نيز حكومتى پهناور و قدرتمند پيدا شده بود . اين واقعيت كه استراتژىهاى سياسى و استعدادهاى اقتصادى نيمهء جنوبى شبه‌قاره با نيمهء شمالى مطابق نبود نيز مزيد بر علت بىتوجهى و بىالتفاتى شد . قدرت سلطان‌نشين‌هاى شمالى بيشتر بر تصرف نواحى وسيع مبتنى بود و عمدهء درآمد آنان از محل ماليات‌هاى كشاورزى تأمين مىشد . درك مشخصات اين نظم و ترتيب براى مورخ آسان و سرراست بود . اما لازمهء مطالعه و تحقيق در تاريخ سلطان‌نشين‌هاى جنوبى مستلزم به حساب آوردن اثرات نيروى دريايى و بازرگانى و فعاليت ناشى از كشتيرانى بود كه جريانى پيچيده‌تر و مشكل‌تر از روال جامعه در شمال بود . مراد از نشان‌دادن ديدگاه‌هاى دائما در حال تغيير مؤلفان تاريخ هندوستان اين نيست كه آثار مورخان اوليه را بىارزش جلوه دهيم و يا از اهميت تحقيقات و پژوهش‌هاى دانشمندان آن روزگار بكاهيم . نارسايىهاى تعابير و تفاسير آنان در واقع انعكاسى است از كاستىها و محدوديت‌هاى روزگارى كه آنان را پرورانده بود . مورخ به مراتب ، بيش از آنچه مىپندارد ، آينه و انعكاس عصرى است كه در آن زندگى مىكند . علىرغم كاستىها و نارسايىها ، اين تأليفات و تحقيقات تاريخى سنگ زيربناى تاريخ هندوستان بوده و استخوانبندى استوارى را براى تاريخگذارى رويدادهاى تاريخى آن سرزمين فراهم آورده است . اكنون بر اندام اين استخوانبندى تعابير و تفاسير جديدى را مىتوان طرح كرد كه خصوصيات تمدن هندى را از ديدگاهى درست منعكس كند . در گذشته ، تاريخ‌نگاران هندوستان عموما شرق‌شناسان بوده‌اند آن هم