تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
شرق‌شناسانى كه در روزگار خود به تحقيق دربارهء زبان‌ها و فرهنگ‌هاى آسيايى مىپرداختند و لااقل در انديشهء همگان و مردم كوچه و بازار پژوهش‌هاى آنان عطر و طعمى بيگانه و ناشناخته داشت . امروزه ، هم در مغرب‌زمين و هم در هندوستان ، اين تصور قرن نوزدهمى از شرق‌شناسى و شرق‌شناسان تغيير يافته است . در جهان امروزى به گونه‌اى روزافزون ، تاريخ را بخشى از علوم اجتماعى مىشمرند و نه مطالعهء فرهنگ‌هاى كلاسيك محض . اين علاقه و توجه تازه پيدا شده ، پرسش‌هاى نوينى را دربارهء گذشتهء هندوستان پيش مىآورد ؛ پرسش‌هايى سواى آنچه شرق‌شناسان مطرح مىكردند . تفاوت اين دونوع پرسش بيشتر مربوط به اين مىشود كه كدام جنبهء تاريخ بيشتر مورد نظر است . تاريخ سياسى و مطالعات مربوط به خاندان‌ها و سلسله‌هاى سلاطين و امرا هنوز هم از نظر مطالعات تاريخى حائز اهميت‌اند . اما اين توجه و علاقه اينك از ديگر جنبه‌هاى تاريخى متأثر است كه سرشت ملت‌ها و فرهنگ‌ها از آنها بافته مىشود . تغييرات و تحولات سياسى به گونه‌اى جدانشدنى با تغييرات و تحولات اقتصادى درهم آميخته‌اند ، تغييرات و تحولات اقتصادىاى كه به‌نوبهء خود اثر مستقيم بر روابط اجتماعى مىگذارند . اگر نهضتى دينى انبوهى از پيروان مؤمن را به خود جذب مىكند بايد علل اين جذابيت را در چونى و چندى مردمى كه به آن جذب شده‌اند جست‌وجو كرد . زبان جديد و ادبيات نوين تنها آن‌گاه ريشه مىدواند و نشو و نما مىكند كه بتواند يكى از نيازهاى جامعه‌اى را كه در آن ريشه دوانده است ارضاء نمايد . مؤلف تاريخ هندوستان نمىتواند فقط به ارائهء تحليلى از انديشه‌هاى آنانى قناعت كند كه سعى كرده‌اند شكل و صورت نوينى به تاريخ هندوستان بدهند . واجب است دانسته شود چرا مردم هند در طول قرن‌ها اين انديشه‌ها را پذيرفته و يا مردود دانسته و يا اصلاح كرده‌اند . در اين كتاب سعى شده به معدودى از اين پرسش‌ها پاسخ داده شود . هدف
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 20 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده