( واقع در اوتارپرادش شرقى ) در دشت گنگ اهميت يافت . ماتورا نيز مانند بنارس نه تنها از مراكز توليد منسوجات بود بلكه معابد فراوانى را نيز در دل داشت . تاناسر « 1 » كه بر دشت علياى گنگ مسلط بود ، اهميت استراتژيك پيدا كرد . هاردوار از مراكز زيارتى شد . نقشهء شهرسازى اغلب شهرها ساده و به شكل مربع بود . خانهها پنجرههاى بلند و بالكن داشتند . در خيابانهاى عمده ، كه بازار و مغازهها در آنها واقع بود ، خانهها كوچكتر بودند و بالكنى مشرف به خيابان داشتند . در محلات اعياننشين شهر خانههاى آجرى و در محلههاى فقيرنشين خانههاى خيزرانى جاى خانههاى چوبى را گرفته بود . خانهها را با در نظر گرفتن جهات اصلى بنا مىكردند كه حكايت از برنامهريزى دقيق مىكرد . فراوانى فاضلابها و چاهها نيز مؤيد اين مدعاست .
از كاوشهاى باستانى در لايههاى مربوط به عصر كوپتاها و همچنين شرحها و توصيفاتى كه در ادبيات بهجامانده از آن عصر آمده ، آشكار است كه سطح زندگى بسيار بالا بوده است . كيفيت ظريف و هنرمندانهء اشيايى كه از كاوشهاى باستانى آن عصر به دست آمده ، تمام مؤيد اين داورى است .
شهرنشين مرفه الحال آن روزگار زندگانى راحتى ، با انواع تجملات چه در زمينهء جواهرات و يا انواع جامهها ، داشت . فراوانى اشياى مسى و آهنى و انواع قورى و سفال شيردار كه در خانهها يافت شده ، دليلى است كه راحتى و آسايش ، لااقل در مراكز شهرى ، به طبقات بالا محدود نبوده است . اما آشكار است كه سطح زندگى مردم بسيار متنوع بوده است . شهرنشين مرفه آن زمان نيز در حاشيهء شهر خود شاهد زندگى افراد خارج از كاست ، مانند كپرنشينهاى حواشى شهرهاى امروزى ، بود . اما در زندگى روستانشينها چنين اختلافات طبقاتى فاحش ديده نمىشد . بنا به گفتهء سياحان بيگانه ، روستائيان از رفاه نسبى برخوردار بودند .
هامش
( 1 ) .Thanesar