به زنانى كه معلم بوده و يا با فلسفه آشنا بودهاند اشاراتى مىشود اما اينان از جمله نوادر بودند . در اين دوره كيفياتى پيدا شد كه در سدههاى بعد به صورت خصوصيتهاى موقعيت زن در جامعه درآمد . ازدواج زودرس ، اغلب حتى پيش از رسيدن به سن بلوغ ، تشويق مىشد . همچنين نه تنها رسم شد كه زن بيوه در نهايت تجرد بهسربرد ، بلكه ترجيح مىدادند همراه با نعش شوهرش خود را آتش زند يا به اصطلاح « ساتى » « 1 » شود . خودسوزى دستهجمعى در ميان پارهاى از طوايف جنگجو سابقه داشت . اگر شوهران اينان در عرصهء نبرد جان مىباختند ، زنانشان براى اجتناب از ننگ افتادن به دست دشمن دستهجمعى خودكشى مىكردند . اما هنوز خودسوزى زنان بيوه عملى دينى و ثواب دانسته نمىشد . نخستين آثار اين رسم مربوط به سال 510 ميلادى است كه شرح آن در كتيبهاى كه از « اران » به دست آمده داده شده است .
عمدتا محدود بود به خاندانهاى طبقات بالا در مركز و مشرق هندوستان و نپال . تنها آن گروه از زنان كه از آزادى نسبى برخوردار بودند ، از روى قصد انتخاب مىكردند كه پا را از حيطهء آنچه در كتابهاى قوانين جزو فعاليتهاى معمولى زنان دانسته مىشد ، بيرون گذارند و يا راهبهء بودايى شوند و يا به جمع هنرپيشگان نمايشها بپيوندند و يا پيشهء روسپىگرى را برگزينند .
نمايشهاى سرگرمكننده هم در محافل دربارى و هم در ميان مردم مقبوليت تام داشت . در خانههاى توانگران و اهل ذوق نمايش رقص و كنسرت موسيقى اجرا مىشد . قمار مانند گذشته مردان را جذب مىكرد ؛ همانند به جنگ واداشتن حيوانات ، مخصوصا جنگ ميان قوچ و خروس و بلدرچين كه بيشتر در روستاها معمول بود . اما شهرنشينان نيز از آن لذت مىبردند . انواع زورآزمايىها و رقابتها بخش عمدهاى از هنرنمايىهاى ورزشى بود . اما
هامش
( 1 ) . اصطلاح « ساتى كردن » خطاست . معناى تحت اللفظى كلمهء ساتى « زن با عفت » است . بنابراين نمىتوان فعل « ساتى » را انجام داد . زن آنگاه مىتواند « ساتى » يا باعصمت شود كه خود را همراه با نعش شوهرش بسوزاند .