وصف زندگى روزانهء شهروندى توانگر كه دستش به دهانش مىرسد ، در كتاب بلندآوازهء كاماسوترا بهنام هنر عشقبازى [ - الفيه و شلفيه ] آمده است . براى كسانى كه هم پول كافى و هم فرصت وافى داشتند ، كه صرف لذت بردن از خوشىها شود ، زندگانى دلپذير بود . محيطى ، اگر نه پر از تجمل ، لااقل مطبوع لازم بود تا ذوق شعرگويى و استعداد نقاشى - دو رشتهاى كه واجب بود جوانان بوالهوس در آنها چيرهدست باشند - بروز كند . مجالس فراوان شعرخوانى برپا بود . در خانههاى نقاشان و مجسمهسازان هميشه نقاشىها و مجسمهها به نمايش گذاشته مىشد . يكى ديگر از لوازم اساسى عشرت ، موسيقى و نواختن عود ( وينا ) « 1 » بود . جوانان مىبايستى از هنر عشقبازى نيز بهرهمند باشند . كتاب كاماسوترا و تأليفات مشابه به همين منظور قلمى شده بود . كتاب كاماسوترا از اينرو سندى جالب است كه كليت موضوع هنر عشقبازى را با وضوح و دقتى مورد مطالعه قرار مىدهد كه به گونهاى شگفتانگيز با آنچه امروزه در اين زمينه تأليف مىشود شباهت دارد .
معروفههاى محفلآرا از لوازم معمولى زندگانى شهرى بود كه نه براى آن محاسن مبتنى بر احساسات قائل بودند و نه ناپسند و مذموم دانسته مىشد . از شرحى كه در زمينهء تعليم و تربيت اينگونه معروفهها در كتاب كاماسوترا داده شده برمىآيد كه روسپىگرى از جملهء حرفههاى دشوار و مشكل به شمار مىآمد ؛ زيرا لازم بود معروفهء هندى همچون گيشاى « 2 » ژاپنى و يا روسپى يونانى مصاحبى با فرهنگ باشد .
هرچند زنان در ادبيات و هنر در حال كمال مطلوب تصوير مىشدند ، اما بهگونهاى آشكار فرودست بودند . زنان طبقات بالا مىتوانستند از تعليم و تربيت محدودى بهره بگيرند اما فقط با اين قصد كه بتوانند هوشمندانه با مردان به گفتوگو بنشينند و نه اينكه در زندگى اجتماعى شركت كنند . گاهى
هامش
( 1 ) .Vina( 2 ) .Geisha