در خانوادهء گيرندهء زمين باقى مىماند اما اگر شاه از رفتار دريافت كنندهء زمين ناراضى مىشد حق داشت آن را پس بگيرد . نوع ديگر واگذارى زمين به مأمورين دولتى در برابر حقوق مستمرى يا پاداش خدمت انجام شده بود . در اوايل تعداد اينگونه واگذارىها از نوع ديگر ، اگرهره ، كمتر بود . اما در سدههاى بعدى همگانى شد . در زمانى كه واگذارى زمين علامت مرحمت خاص بود ، واگذارى نوع اگرهره مؤيد موقعيت خاص و برجستهء برهمنها بود . هرچند در آغاز تعداد و مقدار زمينهاى واگذارى چندان نبود ، اما هرگونه واگذارى زمين از قدرت شاه مىكاست . اينگونه واگذارىها سبب مىشد تا دريافتكننده زمين ، كه اغلب صاحبمنصبان دولتى بودند ، ديگر تحت تسلط قدرت مركزى نباشند . البته شاه هميشه مىتوانست زمين واگذار شده را پس بگيرد . اما عملا اين پس گرفتن آسان نبود ؛ زيرا موجب برانگيختن مخالفت سياسى برهمن يا صاحبمنصبى مىشد كه زمين را دريافت كرده بود .
سه گونه زمين وجود داشت : زمين باير يا زير آيش كه معمولا متعلق به دولت بود و بهجاى حقوق و مستمرى واگذار مىشد ؛ زمين زير كشت متعلق به شاه كه معمولا زمين سلطنتى دانسته مىشد و امكان بخشيدن داشت اما معمولا واگذار نمىشد ؛ زيرا زير كشت بود و منبع درآمد . نوع سوم زمينهاى متعلق به مالكان خصوصى بود . اگر زمين به جاى حقوق واگذار مىشد دريافتكنندهء زمين صاحب تمام حقوق مالكيت زمين نبود . مثلا اگر زمين در اجاره بود نمىتوانست مستأجر آن را بيرون كند . مالك جديد نسبت به يك سوم يا حتى يك دوم محصول زمين حق داشت . بقيه از آن مستأجر بود .
ارزش زمين بسته به وضع آن بود . زمين كشت شده سى و سه درصد از زمين باير باارزشتر بود . قرنها بود توليداتى كه در آن روزگار كاشته مىشد تغيير نكرده بود . هسوان تسنگ شرح مىدهد كه نيشكر و غلات در نواحى شمال غربى و برنج در مگده و نواحى شرقىتر كاشته مىشد . فهرست مفصلى هم از سبزيجات و ميوهجات ارايه مىدهد . چرخهاى آبكشى در مناطق روستايى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٩٨