تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
خورد و تجاوز به قلمرو يكديگر بودند . اين وضع به خصوص دربارهء بنگال و آسام صادق بود . از ميان چهار سلطان‌نشين بالا ميتراكا بيش از همه دوام آورد و تا اواسط سدهء هشتم ، كه در اثر حملهء اعراب از پا درآمدند ، بر سر قدرت بودند . كوپتاهاى مگده كه خاندان مائوخرىها را برانداخته بودند به‌نوبهءخود در روزگار سلطنت هرشا مطيع پوشيابهوتىها شدند . خاندان پوشيابهوتى پس از يورش هون‌ها روى كار آمدند و با به تخت نشستن پرابهاكارا - وردهانه « 1 » كه بانا « 2 » زندگىنامهء او را نوشته است ، صاحب قدرت و نفوذ شدند . در اين شرح حال نوشته‌اند : در برابر آهوى « هونا » چون شير ژيان بود و براى شاه سرزمين سند چون تبى آتشين ، خواب را از سلطان گجرات گرفته بود . براى سلطان گندهارا حكم مرض و با را داشت و چپاولگر اقوام سركش لاتا « 3 » بود و تبرى بود كه بر تنهء شكوهمند « مالوا » فرود مىآمد . حرص پرابهاكارا - وردهانه با پيروزى نظامى پسرش هرشا - وردهانه ، « 4 » كه به هرشا شهرت يافت ، به اوج خود رسيد . سلطنت هرشا در سال 606 ميلادى آغاز شد . پانا زندگىنامهء پرآب‌وتابى از ممدوح خود نوشته است كه هرشا چرتيا ( - زندگى هرشا ) نام دارد . سياح چينى و زاير بودايى كه در روزگار سلطنت هرشا از هند ديدن كرده بود نيز شرح‌حال او را نوشته است . در طول چهل و يك سالى كه هرشا بر تخت سلطنت تكيه زده بود ، سلاطين و امراى سرزمين‌هاى دوردستى ، چون جلندهر « 5 » ( در پنجاب ) . كشمير ، نپال و والابهى ، به او باج و خراج مىدادند .
هامش
( 1 ) .Prabhakara - Vardhana( 2 ) .Bana( 3 ) .Lata( 4 ) .Harsha - Vardhana( 5 ) .Jalandhar