مانند او كامياب نبودند . هريك از يورشهاى پياپى هونها موجب ضعف روزافزون كوپتاها شد . سكنداكوپتا « 1 » با شجاعت و دليرى با آنان جنگيد ، اما وى نه تنها دچار مشكلات هونها بود ، كه سركشى و طغيان فئودالها ، نيز بر گرفتارىهاى او افزود . سكههاى قلب و كمبهايى كه ضرب كرد و به جريان انداخت ، نشانهاى است از بحران اقتصادى كه در روزگار او بروز كرده بود . با تمام اين احوال ، وى در سال 460 ميلادى توانسته بود نيروهاى مسلح كوپتا را سروسامان دهد و آخرين خبرى كه از او در دست است ، مربوط به سال 467 مىشود . پس از مرگ او اضمحلال قدرت مركزى كوپتاها شتاب يافت . از جانشينان متعدد او اطلاع دقيق در دست نيست . تعدادى مهرهاى ادارى از شاهان اين دوره به دست آمده كه ترتيب تقدم و تأخر آنها مغشوش است ، امرى كه از آشفتگى در خاندان سلطنتى حكايت مىكند . ضربهء عمده در اواخر سدهء پنجم ، آنگاه كه هونها توانستند به شمال هندوستان يورش آورند ، وارد شد . كوپتاها تا پنجاه سال بعد نيز به حيات لرزان خود ادامه دادند . سپس شاهنشاهى آنان به تعدادى سلطاننشين كوچك تقسيم شد .
هونهاى هندى و يا به قول هنديان هوناها « 2 » هيچگاه استقلال كامل نداشتند . باجگذار خان بزرگ هونها باقى ماندند . قلمرو هونها از مرزهاى ايران تا ختن گسترده بود و پايتخت اصلى آنان در باميان ، افغانستان امروزى ، قرار داشت . نخستين شاه صاحب نام هون در هندوستان تورامانا « 3 » بود كه در شمال هند تا اران « 4 » واقع در هند مركزى حكمروايى مىكرد . ظاهرا ميهيراكولا « 5 » ( 520 ميلادى ) پسر او بيشتر به هون واقعى مىنمايد . زيرا چينى كه در روزگار او از شمال هندوستان گذر كرده بود او را نسبت به مذاهب ، به خصوص كيش بودايى ، بدمنش و بدرفتار توصيف مىكند . از كتيبههاى
هامش
( 1 ) .Skanda Gupta( 2 ) .Huna( 3 ) .Toramana( 4 ) .Eran( 5 ) .Mihirakula