تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
فروكش كرد . اما به‌هرحال هون‌ها موجب فعل و انفعال بسيار در امور سرزمين‌هاى شمال هندوستان شدند . صحنهء سياسى هند پس از انقراض سلسله كوپتاها تا هنگام روىكارآمدن سلسله « هرشا » در اوايل سدهء هفتم آشفته بوده و مداركى كه بتواند وضع اين دوره را روشن كند كمياب است . جابه‌جايىهاى عظيم قومى مدتى دوام آورد . در اين دوره خاندان‌هاى كوچك امرا و سلاطين محلى براى به دست آوردن ميراث كوپتاها با يكديگر رقابت و چشم‌هم‌چشمى داشتند . شمال هندوستان به چهار سلطان‌نشين عمده تقسيم شده بود : كوپتاهاى مگده ، مائوخرىها ، « 1 » پوشيابهوتىها « 2 » و ميتراكاها . « 3 » نخستين اين خاندان‌ها يعنى كوپتاهاى مگده ، كه نبايد آنان را با سلسلهء عمدهء كوپتا اشتباه كرد ، خاندان كوچكى بودند كه همان نام را داشتند . مائوخرىها نخست در ناحيهء مغرب اوتارپرادش در حوالى « كانائوج » « 4 » ( قنوج ) استقرار داشتند . به تدريج كوپتاهاى مگده را از سرزمين اصلى خود بيرون راندند . كوپتاها به مالاوا رفتند . پوشيابهوتىها در تنه‌سر « 5 » واقع در شمال دهلى حكمروايى مىكردند . با مائوخرىها وصلت كرده بودند . چون شاه مائوخرى درگذشت نجباى آن سرزمين از هرشا « 6 » شاه پوشيابهوتى تقاضا كردند تا اين دو سلطان‌نشين با يكديگر متحد شده و از كانائوج اداره شوند . ادعا مىشود ميتراكاها در اصل ايرانى بوده‌اند و در گجرات ( كه اكنون سائورشترا « 7 » خوانده مىشود ) مستقر بودند و توانستند پايتخت خود والابهى « 8 » را توسعه داده به صورت يكى از مراكز بزرگ علمى و فرهنگى درآورند . در اطراف اين چهار سلطان‌نشين تعدادى امارات كوچك نيز وجود داشت كه به گونه‌اى پيوسته در حال زد و
هامش
( 1 ) .Maukhari( 2 ) .Pushyabhuti( 3 ) .Maitraka( 4 ) .Kanauj( 5 ) .Thanesar( 6 ) .Harsha( 7 ) .Saurashtra( 8 ) .Valabhi