تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
آوازهء او نه به علت پيروزىهاى نظامى وى ، بلكه به‌سبب علاقه و شوق او نسبت به ادبيات و هنر و سطح بالاى زندگى فرهنگى و هنرى روزگار وى است . كاليداسا ، « 1 » شاعر بزرگ سانسكريت از درباريان او بود . فو - هسين « 2 » زاير بودايى كه سال‌هاى 405 - 411 را در هندوستان به سر برد تا نسخه‌هاى خطى بودائيان را جمع‌آورى كرده و در صومعه‌ها تلمذ كند ، در شرحى كه راجع به هندوستان آن روز نوشته ، از رفاه و نيك‌بختى مردم آن‌جا حكايت‌ها مىكند . در روزگار سلطنت پسر چندراكوپتاى دوم و جانشين او به‌نام كوماراكوپتا « 3 » ( 415 - 454 ) بود كه نخستين نشانه‌هاى احتمال يورش نوينى از سوى شمال غرب شبه‌قاره پديدار شد . تا نيم قرن بعد اين آثار و علايم تنها از فاصلهء دور ديده مىشد . شاخه‌اى از قبايل « هون » ساكن آسياى مركزى در قرن پيش سرزمين باكتريا را تصرف كرده و مانند بسيارى از قبايل متجاوز قبلى ، به صورت تهديدى كه از كوهستان هندوكش گذر مىكند تا به هندوستان حمله كند ، درآمده بودند . ايام سلطنت كوماراكوپتا روىهم‌رفته با صلح و آرامش سپرى شد و تركيب شاهنشاهى او آسيبى نديد ؛ اما تهديد هون‌ها نسبت به مرزهاى هندوستان تا صد سال بعد ادامه يافت . كوپتاها در مقابله با آنان به دردسر افتادند . اما در اين پايدارى و مقاومت تا اندازه‌اى كامياب شدند ؛ زيرا آن‌گاه كه سرانجام هون‌ها موفق به هجوم به شبه‌قاره شدند ، چنان ضعيف و ناتوان شده بودند كه نتوانستند هندوستان را نيز به سرنوشت شوم امپراتورى روميان دچار كنند . اين ادعا بىمأخذ نيست كه مقاومت چينىها و هندوان در برابر قبايل بيابانگرد آسياى مركزى سبب شد كه هجوم اين قبايل به اروپا آن چنان توفنده و كوبنده شود . جانشينان كوماراكوپتا ، به هنگام درگيرى و مقاومت با هون‌هاى مهاجم ،
هامش
( 1 ) .Kalidasa( 2 ) .Fa Hsien( 3 ) .Kumara Gupta