تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
حكومت سايه انداخته بوده است ، حال آنكه قدرت رتق و فتق امور روزانهء حكومتى در نظام سياسى هندوستان ندرتا تحت تسلط و در اختيار مركز قدرت بود . خصوصيت يكتا و بىنظير جامعهء هندى - نظام كاستى - كه هم با سياست مربوط بود و هم با فعاليت‌هاى حرفه‌اى ، سبب مىشد تا بسيارى از امور كه معمولا در اختيار حكومت‌هاى استبدادى مشرق‌زمينى بود ، زير نظر افراد محلى انجام گيرد . براى درك چگونگى اعمال قدرت در هندوستان بايد به تجزيه و تحليل نظام كاستى و روابط سلسله مراتب كاست‌ها و تشكيلاتى از قبيل اصناف و شوراهاى روستايى پرداخت و به مطالعهء نفوذ و قدرت خاندان‌هاى سلطنتى اكتفا نكرد . متأسفانه تنها در همين اواخر به اهميت اين گونه تحقيق و تفحص پىبرده شده است . مدت‌ها طول خواهد كشيد تا پس از پژوهش‌هاى جدى و طاقت‌فرساى لازم بتوان به نتايجى كلى - تاريخى دست يافت . درحال‌حاضر تنها كارى كه مىتوان انجام داد ، اشاره‌هاى كلى به منابع قدرت‌هاى حاكم بر جامعه است . يكى از علت‌هاى عدم توجه به مطالعهء مؤسسات و تشكيلات اجتماعى ، رسوخ اين باور بود كه اين‌گونه مؤسسات و تشكيلات در طول تاريخ تغيير چندانى به خود نديده‌اند . اين طرز تلقى سبب تقويت اين نظريه شد كه فرهنگ هندى ، فرهنگى ايستا و بىتحرك بوده و فرهنگى است كه در طول قرون متمادى تغيير و تحول پيدا نكرده و علت عمدهء اين امر هم بىحالى و دل‌مردگى ذاتى هندوان و بدبينى ذاتى و اعتقاد آنان به سرنوشت محترم دانسته مىشد ؛ حال آنكه حتى تجزيه و تحليل سطحى تغييرات روابط اجتماعى در نظام كاستى يا نظام روستايى و يا فعاليت چشمگير بازرگانان هندى در طى قرون متمادى حكايت از همه‌چيز مىكند مگر الگوى اقتصادى اجتماعى ايستا و ثابت و بىتحرك . البته ترديدى نيست كه در سطوح معينى فرهنگ هندى تداومى چندين هزار ساله دارد ، اما اين تداوم فرهنگى را نبايد