ظاهرا انديشههاى بودائيان مهايانه از افكارى كه منشاء آن خارج از هندوستان بود نيز متأثر شده بود ؛ ازجمله انديشهء ظهور ماتيريه « 1 » بودا براى نجات دنيا بود . انديشهاى كه با مفهوم « ناجى ستمديده » يا بودىستوهاى كه با درد و ستمى كه خود كشيده بود ، باعث رستگارى بشر مىشد ، ارتباط مىيافت . ظاهرا اين عقايد نوينى كه در فلسطين آن روز رواج يافته بود به هندوستان و ميان بودائيان نيز رخنه كرده بود . از ديگر باورهاى بودائيان مهايانه ، مجموع انديشههاى پيچيدهء بهشتها و آسمانهاى متعدد و سوار بر يكديگر بود كه بودىستوههاى بىشمار در آن بهشتها بهسر مىبرند .
كيش جينى نيز در اين سدهها طرفداران فراوان داشت . در ميان پيروان مهاويرا نيز تفرقه پيدا شد . پيروان اين كيش نيز به دو فرقهء ديگامبارا « 2 » ( آسمانپوشها يا برهنگان ) كه سنتگرا بوده و شوىتامبارا ( سپيدپوشان ) كه آزادمنشتر بودند ، تقسيم شدند . اينان از مگده رهسپار مغرب شده ، نخست در ماتهوره و اوجين و سپس در سائوراشترا « 3 » واقع در كرانههاى غربى اقامت گزيدند كه هنوز هم ، به عنوان عوامل توانگر و مرفه جامعه ، در همانجا اقامت دارند . گروه ديگرى از آنان راهى جنوب شده و به كالينگا رفته و براى مدتى كوتاه از عنايات و مراحم دربار خراولا برخوردار بودند . مركز تجمع آنان در جنوب هندوستان در شهر ميسور و سرزمين تاميلها بود .
روىهمرفته آيين جينى نيز از پشتيبانى بخشى همانند از جامعه برخوردار بود و دچار همان نوع بحرانهايى شد كه سر از گريبان كيش بودا درآورده بود .
اما با اين همه بيش از كيش بودا توانست اصالت و طراوت اوليهء خود را حفظ كند . كيش جينى به عنوان مذهبى محلى بيش از آيين بودا دوام آورد و از اين رو تعداد پيروان آن كموبيش دچار نوسان نشده است .
هامش
( 1 ) .Maitreya( 2 ) .Digambara( 3 ) .Saurashtra