شد - برپا شد . فرقهء « تراوادا » كه مركز آن در « كائوشامبى » « 1 » بود و تعاليم بودا را در « كانون پالى » ( اين اسم را از آن جهت برآن گذاشته بودند كه اين گردآورى به زبان پالى انجام يافته بود ) كهنترين و سنتگراترين فرقههاى بودايى بود .
فرقهء سارواستيوادا « 2 » كه از ماتهورا آغاز شده بود ، در سمت شمال گسترش يافت و سرانجام در آسياى مركزى استقرار يافته به تدوين و تطبيق متنهاى سانسكريت پرداخت .
تمام اين فرقهها در تعاليم بودا تغييراتى دادند . بدعتهايى گذاشتند كه به تحقيق براى بنيانگذار اين كيش پذيرفتنى نبود . به عنوان مثال بودا هميشه با اينكه پيروان او براى وى جنبهء الوهيت قائل شوند ، مخالف بود ؛ حال آنكه در سدهء اول ميلادى تصوير او را بر سنگ تراشيده و او را چون خدايى پرستش مىكردند . مفهوم بودى ستوه ، « 3 » نيز در اين دوره رواج يافت و بر اين انديشه استوار بود كه بودىستوه كسى است كه خود را سراپا وقف نيكبختى و رفاه ديگر آدميان كند و بپذيرد تا زمانى كه وظيفهء خود را در اين زمينه به انجام نرسانده ، خواستار رسيدن به نيروانا ، يا رستگارى ابدى نباشد . گروه ديگرى از بودائيان در تعبير بودىستوه مىگفتند مراد از آن كسى است كه در زندگى پيشين حاصل از تناسخ خود تجسم بودا بوده باشد و آن را تأكيدى بر اين مفهوم مىدانستند كه اشخاص مىتوانند در زندگانىهاى ناشى از تناسخ قبلى خود ثواب و استحقاق رستگارى پسانداز و جمعآورى كنند . همچنين ثواب و رستگارى را نيز منقول پنداشته مىگفتند كافى است عملى نيك و ستوده به اسم شخص ديگرى انجام شود تا ثواب آن عمل به آن شخص منتقل گردد . با اين شيوه بازرگانان توانگر مىتوانستند با احداث غارى براى يكى از فرقههاى بودايى از ثواب آن عمل نيك بهرهمند شوند . شباهت اين انديشه با
هامش
( 1 ) .Kaushambi( 2 ) .Sarvastivada( 3 ) .Bodhisattva