مفهوم مالاندوزى و انتقال آن آشكار است . بعدها مفهوم بودىستوه حتى بيش از اين با كيش بودايى تفاوت پيدا كرد و بر شكاف ميان بودائيان افزود . در شوراى چهارم بودائيان كه در اوايل سدهء دوم ميلادى در كشمير برگزار شد ، تفرقهء ميان بودائيان رسميت يافت . بودائيان سنتگرا اصرار ورزيدند كه تنها آنان مبشر حقيقى تعاليم بودا هستند و نام هينايانه بر آنان گذاشته شد . كسانى را كه از افكار نوين بودايى پيروى كردند مهايانه خواندند . سرانجام پايگاه عمدهء فرقهء هينايانه در سيلان و برمه كشورهاى جنوبشرقى آسيا استقرار يافت و فرقه مهايانه در هندوستان و آسياى مركزى و تبت و چين و ژاپن برترى پيدا كرد .
آيين مهايانه در سدهء اول ق . م در اندهارا « 1 » نضج يافت و بعدها توسط عدهاى از انديشمندان بودايى گسترش پيدا كرد و پرداخته شد . برجستهترين اينان ناگارجونا « 2 » نام داشت كه از خاندانى برهمنى اهل دكن بود . اگر او را سنت پول « 3 » كيش بودا بدانيم ، راه خطا نرفتهايم . وى هستى را پوچ و تهى ( شون ياتا ) « 4 » مىپنداشت و مىگفت آنچه ما را فراگرفته پوچ و باطل بوده و هرچه مىبينيم سراب است . آن نيروانا يا غايت مطلوب كه حاصل دور تسلسل دوباره زاييده شدنها بوده و هر بودايى مؤمن خواهان و طالب آن است ، نيستى است . اين انديشهها را انواع مكاتب فلسفى و منطقى مبتنى بر ايدآليسم پذيرفتند و متحول ساختند . بودائيان بر فعاليت و تلاش خود در زمينهء فلسفه افزودند تا بتوانند در زمينه افكار و انديشههاى فلسفى با نظريهپردازان برهمنى به مقابله و زورآزمايى مشغول شوند . كيش بودايى مهايانه براى اينگونه برخورد و فعاليت استعداد و قابليت فراوان داشت و قرنهاى متمادى اين مناقشه و مناظره ميان انديشمندان فرقهء « مهايانه » با فلاسفهء برهمن ادامه يافت .
هامش
( 1 ) .Andhra( 2 ) .Nagarjuna( 3 ) .St Paul( 4 ) .St Paul