شستره ، « 1 » مجموعههاى قوانين ، نيز مؤلف و شارح برهمنى داشت و بنابراين عموما تعبير و تفسير روحانيون برهمنى را از آنچه در گذشته روى داده بود ، منعكس مىكرد و چندان پايبند صحت و درستى تاريخى آن نبود . بهعنوان مثال نظام كاستى ، « 2 » بدان سان كه در اين منابع منعكس شده بود ، چنين مىنمود كه نظام ثابتى است كه از ابتدا در جامعهء هندى استقرار داشته و طى سدههاى طولانى هيچگونه تحولى نيافته و دست نخورده مانده است ؛ حال آنكه نظام كاستى هندوستان عملا در طول زمان تغييرات فراوانى يافته بود و مؤلفان مجموعههاى قوانين رغبتى به اقرار به اين واقعيت نداشتند .
در دورههاى بعد شواهد ديگرى از منابع مختلف بهدست آمد و باعث شد تا از يكسو پارهاى از جوانب ادعاهاى برهمنها مورد ترديد قرار گيرد و بعضى از آنها تاييد شود تا روىهمرفته تصويرى دقيقتر از گذشته به دست آيد . محتواى كتيبههاى بهجا مانده از آن عصر و سكههاى يافت شده اهميتى روزافزون يافت . شرحهايى كه سيّاحان بيگانه در منابع غير هندى - يونانى ، لاتين ، چينى و عربى - نوشته بودند ، افقهاى نوينى را گشود . آثار و اشياى باستانى كه در طى كاوشهاى باستانى پيدا شد نيز سودمند واقع گرديد . مثلا آنگاه كه دسترسى به كتابهاى مقدس پالى « 3 » در سيلان و منابع چينى مقدور شد ، بر متون بودايى به مقدار چشمگيرى افزوده شد . از سدهء سيزدهم به بعد منابع عربى و فارسى مربوط به هندوستان - نه به عنوان گوشهء مكمل فرهنگ اسلامى در مغرب آسيا ، بلكه به مثابهء يكى از منابع اصلى تاريخ هندوستان - مورد مطالعه قرار گرفت . در آغاز تحقيق در تاريخ هندوستان ، از آنرو تمام توجه بر تاريخ دودمانهاى سلطنتى تمركز يافته بود كه مىپنداشتند در جوامع مشرقزمينى قدرت و تسلط فرمانروا حتى بر جزئيات امور روزمرهء
هامش
( 1 ) .Dharmashastra( 2 ) .Caste System( 3 ) .Pali