بر اساس دشمنى با برهمنان . همه مىتوانستند سياستهاى او را بپذيرند . هر كسى حق داشت كه آنها را رد كند . مىگويند اصرار و ابرام او در پرهيز از خشونت موجب بىرمقى نيروهاى مسلح شد و راه براى حمله به كشور گشوده گرديد . اما سياست پرهيز از خشونت او اينچنين دور از واقعيت نبود و هيچيك از فرمانهاى او متضمن ضعف نيروهاى مسلح نيست .
دلايل محتملتر را بايد در جاى ديگر جستوجو كرد . اين نظر كه اقتصاد مئوريايى تحت فشار سخت قرار گرفته بود ، به حقيقت نزديكتر است . نياز به درآمد هنگفت براى نگاهدارى ارتش و پرداخت مقررى صاحبان مناصب و اسكان دادن مردم در زمينهاى آبادشده موجب تهىشدن خزانه شده بود . با آنكه از كاوشهاى باستانشناسى در محل شهرهاى مئوريايى چنين برمىآيد كه اقتصاد در روزهاى اوليه حكومت آنان در حال توسعه و شكوفايى بوده است ، اما فسادى كه در عيار سكههاى روزهاى آخر حكومت ديده مىشود تصويرى دگرگون را مجسم مىسازد . عيار پايين نقرهء سكههاى شاهان آخرى مئوريايى قرينهاى است بر فشار اقتصادى آن ايام . ظاهرا راهكارهاى معمولى درآمد جوابگوى نيازهاى مالى دولت مئوريايى نبوده است . اما اين هم تنها دليل نابسامانى امور نمىتواند باشد . ديگر عوامل اقتصادى تأثير مستقيمتر بر مسئله داشته است . هرچند اقتصاد كشاورزى در درهء گنگ اقتصاد مسلط بود معهذا در سرتاسر شاهنشاهى انواع الگوهاى اقتصادى با درآمدهاى گوناگون وجود مىداشت . اين الگوهاى گوناگون مىتوانسته است كه موجبات عدم تعادل اقتصادى را فراهم آورد ؛ زيرا درآمد از اقتصاد كشاورزى براى حفظ و نگاهدارى تمام شاهنشاهى با چنان وسعت تكافو نمىكرده است .
ساختار هر شاهنشاهى ، براى دوام و بقا ، نيازمند دو ركن بنيادين است :
دستگاه ادارى متشكل و باكفايت و وفادارى سياسى قاطبهء مردم تابعه . دستگاه ادارى مئوريان در عمل از تشكيلاتى باكفايت برخوردار بود ، اما ضعفى اساسى داشت كه عدم توفيق آن را غير قابل اجتناب مىساخت . دستگاهى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٧