انگيزهء سياسى هم داشت ، زيرا اينگونه اجتماعات مىتوانست نقطهء شروع مخالفتها باشد .
يكى ديگر از اصول دمّه احتراز از خشونت بود . مراد از احتراز از خشونت از يكسو تحريم جنگ و اعمال زور به قصد احراز مالكيت بود و از سوى ديگر پرهيز از كشتار حيوانات . پذيرفته بود مواردى پيش مىآيد كه پرهيز از خشونت ناممكن مىشود . مثلا آنگاه كه طوايف وحشى جنگلنشين موجب درگيرى مىشوند . با عبارات بسيار موثر دربارهء درد و رنج جسمى و روحى ناشى از جنگ اعلام مىدارد كه با توجه به دمّه ، از هرگونه اعمال زور و فشار در آينده پرهيز خواهد كرد . همچنين اعلام مىدارد ترجيح مىدهد بازماندگان او با توسل به جنگ درصدد كسب متصرفات جديد برنيايند اما مىافزايد اگر ناچار از چنين جنگى شدند اميدوار است كه با نهايت عطوفت و بخشايندگى عمل كند .
سياست دمّه شامل اقداماتى بود كه امروز با رفاه شهروندان تداعى مىشود . شاهنشاه ادعا مىكند :
در راهها درخت كاشتهام تا آدميان و حيوانات در سايههاى آن آسوده باشند . باغهاى انبه غرس و چاهها حفر كردهام و در هر نه ميل كاروانسرا بنا كردهام . . . در همهجاى ديگر بناها كردهام تا حيوانات و آدميان از آن بهره گيرند . اينگونه بهرهمندى لازم است و به تحقيق شاهان ايام گذشته با توجهاتى فراوان از اين دست موجبات سعادت گيتى را فراهم آوردهاند . اما من از آنرو اين اقدامات را انجام دادم تا مردم با دمّه همرنگ شوند . « 1 »
آزادى انجام دادن آنچه را « مراسم ياوه و قربانىهاى بيهوده » وصف مىكند مورد حمله قرار داده ، مىگويد نتيجهء باورهاى خرافى است . مثلا قربانىها و
هامش
( 1 ) .Pillar Edict VII , transl . R . Tahpar , Asoka and the Decline of the Mauryaas , p . 265 .