اصرار ورزيده بودند . اما مذاهب جينى و بودا انديشهء قراردادى بودن منشأ و اصل دولت را مطرح ساختند . براى آنكه لزوم و ضرورت وجود مقامى مسلط و حاكم را تسجيل كنند ، برهمنها نيز انديشهء قراردادى بودن اصل حكومت را پذيرفتند . شاه نه تنها صاحب موهبتى آسمانى معرفى مىشد ، بلكه ادعا مىشد كه مقام و قدرت او ناشى از قراردادى ميان ايزدان از يكسو و مردم از سوى ديگر است . نظريهء قديمتر ماتسيانيايا « 1 » منبعث از هراس و بيم بىنظمى بود كه تصور مىشد در جامعهء بدون قانون اجتناب ناپذير است . به تدريج براى وجود دولت دو عامل لازم و واجب دانسته شد : يكى داندا « 2 » يا مجازات كه به دولت قدرت و اختيار مىداد تا براى پياده كردن قانون اعمال فشار و زور كند . ديگرى كه اهميتى بسيار زيادتر يافت « درمه » يا نظم اجتماعى بود . درمه به تدريج جانشين مفهوم دولت شد . حتى شاهى كه صاحب موهبت آسمانى بود ديگر اشتباهناپذير دانسته نمىشد ؛ زيرا ممكن شد شاهى را كه فاقد فضيلت بود از سلطنت خلع كرد .
در متنهاى راجع به نظريههاى سياسى ، بالاترين مرجع در سطح عملى شاه و دولت بود و در سطح انتزاعى « درمه » . وظيفهء شاه حفظ و تأمين نظم اجتماعى بود . نظم اجتماعى با كندى هرچه تمامتر تغيير مىيافت . بنابراين هيچگاه تغييرات ملموس نبودند و به اين طريق وفادارى مداوم و بىوقفه تضمين مىشد . قداست نظم اجتماعى منشأ و مبدأيى الهى و آسمانى داشت .
منشأ و مبدأيى كه دفاع از نظم اجتماعى را چون وظيفهاى مقدس مىنمود .
وفادارى به نظم اجتماعى در سطح محلى و عمدتا از طريق كاست يا طبقات انجام مىيافت . عاملى كه به نوبهء خود موجب عدم وجود اتفاق و وحدت گسترده مىشد .
نخستين آزمايش هندوستان با دولتى شاهنشاهى در سال 180 ق . م پايان
هامش
( 1 ) .matsyanyaya( 2 ) .danda