مراسمى كه انجام مىدادند تا سفر به خير و خوشى انجام گيرد و يا بيمارى شفا يابد . مراسم و قربانىهايى كه اسباب دست و وسيلهء امرار معاش روحانيون دست دوم و جاهل بود . براى اجراى اصول سياست و روش دمّه آشوكا كسانى را موظف ساخت كه مأمور بودند « دمّه » را به اطلاع همگان برسانند .
اندك اندك اينان به صورت روحانيون دمّه درآمدند كه صاحب اختيارات گسترده براى دخالت در زندگى خصوصى افراد شدند و به اين ترتيب بر خلاف منظور و مقصود اوليه عمل شد .
باوجود اين تمهيدات ، اجراى روش دمّه توفيقى نداشت ؛ شايد بدان علت كه آشوكا در اين راستا پيش از حد معقول شور و شوق داشت و يا شايد به علت ضعفهاى شخصى خود در بخش پايانى سلطنتش گرفتار عقدهء دمّه شده بود . اما علت اصلى عدم توفيق دمّه ناكامى در گشودن دشوارىهايى بود كه براى بر طرف كردن آنها شأن نزول يافته بود . تنشهاى اجتماعى بهجا ماند .
درگيرىها و منازعات فرقهاى ادامه يافت . از يك نظر راهحل دمّه بيش از اندازه مبهم و نارسا بود ؛ زيرا مشكلات نظام ، بنيادين و ناشى از ريشههاى آن بود . با اين همه آشوكا سزاوار تحسين است ؛ زيرا به ضرورت راهحلهاى اساسى پى برده بود و درصدد پيدا كردن آنچنان راهحلهاى اساسى برآمده بود .
آشوكا سى و هفت سال سلطنت كرد و در سال 232 ق . م درگذشت . با مرگ او انحطاط سياسى آغاز شد و اندكى بعد شاهنشاهى فروپاشيد . تا پنجاه سال بعد درهء رود گنگ در تسلط حكومت مئوريان بود . نواحى شمال غربى در حوالى سال 180 ق . م به دست يونانىهاى باكتريايى افتاد . دلايل اين انحطاط سياسى تا اندازهاى شباهت دارد به موجبات انحطاط تمام شاهنشاهىها در شبه قارهء هندوستان تا سالهاى اخير . در گذشته زوال حكومت مئوريان در هند را عمدتا معلول سياستهاى آشوكا مىدانستند . او را متهم مىساختند كه با اتخاذ سياستهاى موافق كيش بودا موجبات انقلاب برهمنها را فراهم آورده است . اما سياستهاى كلى او نه مبتنى بر طرفدارى از كيش بودا بود و نه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: روميلا تاپار
ص١١٦