تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
به رسميت شناختن حيثيت آدمى و تسرى روحيهء انسان‌دوستى بر كليهء فعاليت‌هاى اجتماعى . براى برآورد كردن چندوچون اين طرز تفكر و انديشه ، لازم است شرايطى را كه موجب پيدايش آن شده بود تجزيه و تحليل كرد . بعضا روش و روالى بود كه در ذهن آشوكا رشد و نمو يافته بود . اما چون خود او به اين‌گونه انديشيدن عمدتا به عنوان راهگشاى مشكلات و مسائل موجود مىنگريست تنها با توجه و در نظر گرفتن اين مسائل و مشكلات مىتوان به كنه و طبيعت آن انديشه پى برد . البته باورهاى شخصى آشوكا و محيط بلافاصلهء اطراف او در شكل دادن و صورت دادن به روش‌هاى او صاحب سهم بود . مئوريان به عنوان يك دودمان ، هرچند هيچ‌گاه برهمن‌گرايى را مورد حمله قرار نمىدادند نسبت به فرقه‌هاى ديگرانديش و مخالف با سنت‌گرايى تمايل و رغبت داشتند . همان‌گونه كه ديديم تأثير اين فرقه‌ها و مخالفان سبب ايجاد ناسازگارى و برخورد در نسج اجتماعى شده بود . افزون بر اين عوامل ديگرى نيز به شدت بر تنش‌هاى موجود مىافزود : تنش ناشى از موقعيت اجتماعى طبقهء بازرگان ، قدرت اصناف در مراكز شهرى ، فشار ناشى از نظام سياسى به شدت متمركز و سرانجام پهناورى و گستردگى فوق‌العادهء شاهنشاهى . به‌نظر مىآيد كه اقوام و مردم شاهنشاهى مئوريان نيازمند كانون تمركز و يا ديدگاهى مشترك بودند تا بتوانند با اين نيروهاى متضاد ، كه هريك جهت خاص خود را داشتند ، مقابله كنند . شرايط جامعه نياز به عاملى داشت كه بتواند آن را به سوى يكديگر جذب كند تا احساس وحدت و يگانگى نمايند . به علت ساختار جامعهء مئوريايى در هندوستان فقط شاه مىتوانست نقش چنين كانون و نقطهء مركزى را برعهده گيرد . آشوكا در جست‌وجوى اصولى بود كه بتواند موجبات وحدت و يگانگى را فراهم آورد و بنابراين بر روى جنبه‌هاى اساسى هريك از موضوع‌هاى مورد تنازع و اختلاف تكيه مىكرد و حاصل اين اتكا روش « دمّه » شده بود .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 113 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده