از آشوكا دو نوع كتيبه به جا مانده است : گروه كوچكتر اعلاميه مانندهايىاند كه به عنوان يك بودايى عادى خطاب به حوزهء روحانيت كيش بودا ، سنگها ، « 1 » صادر كرده است . در اينجا انشا كنندهء اعلاميه كسى است كه تحمل عقيدهء مخالف را نداشته و مؤمنى متعصب است ، مثلا در عبارتى با صراحت اصرار دارد كه راهبان و راهبههاى ديگرانديش و بدعتگذار بايد از حوزه اخراج و طرد شوند . در كتيبهء ديگر تمام متنهاى مقدس را كه هر بودايى مؤمن بايد باآنها آشنايى داشته باشد ، فهرست مىكند . اما آنچه به مراتب حائز اهميت بيشتر است ، گروه بزرگتر كتيبههاست كه با نام فرمانهاى سنگنبشتهاى صغير و كبير شهرت يافته و عموما بر سينهء صخره كوهها حجارى شدهاند و يا فرمانهاى ستونى كه بر ستونهاى ويژه برپا شده ، نقر شدهاند . تمام اينها در نقاطى قرار دارند كه امكان داشت مردم بسيار تجمع كنند . اينها را مىتوان اعلاميههاى عمومى ، كه مخاطب آن تمام افراد جامعه بودهاند ، دانست . در اين اسناد است كه انديشهء دمّه مطرح و توضيح و توجيه شده است . در اين مفهوم آن هم در چهار چوب هند زمان مئوريان است كه مىتوان به ابعاد حيرتانگيز كاميابى آشوكا پى برد . دمّه را حاصل تقواى ناشى از اعمال نيك و ملهم از اعتقادات رسمى مذهبى نمىدانند . آن را طرز تلقى و برخوردى مىپندارند كه حاصل وظيفهشناسى اجتماعى است . در گذشته معمولا مورخان دمّهى آشوكا را مرادف و معادل با كيش بودا مىانگاشتند و نتيجه مىگرفتند آشوكا درصدد بوده است كيش بودا را مذهب رسمى و دولتى بكند . در اينكه وى چنين نيتى داشته ترديد بايد كرد . هدف از دمّه ، پروردن آن عادت ذهنى بود كه انجام وظيفهء اجتماعى ، و مراد از وظيفهء اجتماعى طرز رفتار يك فرد با فرد ديگر است ، را حائز حد اعلاى اهميت مىدانست ؛ درخواستى بود براى
هامش
( 1 ) .Sangha