برابر وزير يك به صد بود . مراد از مؤسسات عمومى طيف وسيعى از فعاليتها بود ازجمله : راهسازى و راهدارى ، چاهها ، مهمانسراها ، طرحهاى آبيارى ، هزينههاى ارتشى ، ادارهء معادن و مؤسسات توليدى دولتى . هداياى شاه به مؤسسات مذهبى و افراد . شاه درآمد خصوصى نداشت .
اگر از پايتخت ، كه مستقيما اداره مىشد ، بگذريم شاهنشاهى به چهار استان تقسيم شده بود كه هريك زير نظر يكى از شاهزادگان يا اعضاى خانوادهء سلطنتى ، كه مقام نايب السلطنه داشت ، اداره مىشد . فرمانداران ، كه نواحى كوچكتر را اداره مىكردند ، از ميان مردم محل انتخاب مىشدند . وزراى محلى صاحب نفوذ بوده و عملا مىتوانستند بازدارندهء نايب السلطنهها بوده و در مواردى فرمانروايان واقعى باشند . آشوكا هر پنج سال يك بار بازرسانى را روانه مىساخت تا بازرسى مجددى از ادارات ايالتى و ولايتى به عمل آيد .
مأموران قضايى ويژه براى شهرها و روستاها منصوب مىشد . در نواحى روستايى اين مأموران قضايى را « راجوكا » « 1 » مىخواندند و علاوه بر وظايف قضايى وظيفهء كارشناسى و خبرويت را نيز به عهده داشتند . لابد به اين سبب كه اغلب دعواهاى روستايى دربارهء اختلافات زمين و مسائل مربوط به آن بود . در بيشتر موارد از جريمه بهعنوان مجازات استفاده مىشد . اما پارهاى از جرايم سنگينتر از آن بود كه تنها با جريمه مجازات شود . حتى آشوكا با آنكه طرفدار عدم خشونت بود ، اجازهء مجازات اعدام را مىداد .
هر استان به چند ناحيه تقسيم شده بود . هر ناحيه از تعدادى روستا تشكيل مىشد . كوچكترين واحد ادارى روستا بود . اين نظام در طول قرنها تغييرى نكرده است . هر گروه از روستاها يك حسابدار داشت كه مأمور تحديد حدود و ثبت معاملات املاك و نگاهدارى آمار جمعيت و تعداد حيوانات اهلى بود . مأمور جمعآورى مالياتها موظف به دريافت ماليات
هامش
( 1 ) .rajuka