و بسرزمين كيمرى « 1 » رفتند .
زيرا بطوريكه نقل ميكنند سرزمينى كه امروز سكاها در آن سكونت دارند در گذشته به كيمرىها تعلق داشته . همين كه سكاها نزديك شدند ، كيمرىها كه مشاهده كردند به زودى سپاهى كثير به آنها حمله خواهد كرد با يكديگر بمشورت پرداختند .
عقايد مختلف بود ؛ ولى از دو نظر بيشتر دفاع شد كه از بين آنها نيز عقيده پادشاهان بهتر به نظر ميرسيد . چه مردم عقيده داشتند كه راه چاره آنست كه بگريزند تا در محل نمانند كه خود را در معرض خطر جنك با دشمنان بيشمار قرار دهند . اما پادشاهان عقيده داشتند كه بايد براى دفاع از سرزمين خود تا آخرين نفس در برابر مهاجمين ايستادگى كنند .
و چون مردم به هيچ قيمت حاضر بقبول عقيده پادشاهان نشدند و پادشاهان نيز نظر مردم را قبول نكردند ، مردم تصميم گرفتند بىتوسل بجنك بگريزند و كشور خود را بمهاجمين تسليم كنند . پادشاهان كه به خوبى نعمتهائى را كه در آن سرزمين از آن بهرهمند بودهاند بخاطر داشتند و مشكلاتى را كه ممكن بود در صورت ترك وطن با آن مواجه شوند مجسم ميكردند تصميم گرفتند بميرند و در همان محل دفن شوند ولى با مردم نگريزند .
هامش
بقيه حاشيه از صفحه قبل است ( كتاب اول - بند 205 و بعد ) و امروز آموردريا يا اكسوس( Oxus )نام دارد .
2 ) رودى كه امروز در سرحد ايران و روسيه قرار دارد و ارس ناميده مىشود . ظاهرا مقصود هردوت در اين مورد همين رود است زيرا سكاها اكثرا در شمال اين رود سكونت داشتند .
ليكن معلوم نيست كه چگونه ماساگتها كه در مشرق درياى خزر زيست ميكردهاند آنها را مجبور بفرار بسرزمين كيمرى كردهاند . اين ابهام در بند 202 از كتاب اول هردوت نيز ملاحظه مىشود .
3 ) باز بنا بروايت هردوت آراكس نام رودى بوده است كه در سرحد غربى كشور ماساگتها قرار داشته و بدرياى خزر ميريخته و ظاهرا بايد اين رود ولگاى امروز باشد .
اگر اين تعبير را صحيح بدانيم گفته هردوت كه سكاها در اثر فشار ماساگتها به سرزمين كيمرى قدم گذاردند چندان دور از حقيقت به نظر نميرسد .
( 1 ) -Cimerie