كردند « 1 » آنچه در اينجا نقل كردم روايت ديگرى است كه يونانيان و غير يونانيان در مورد آن اتفاق دارند .
13 - آريستئاس « 2 » فرزند كايستروبيوس « 3 » از اهل پروكونز « 4 » نيز در ضمن يكى از اشعار حماسى خود نقل مىكند كه چون فبوس « 5 » بر او مستولى شد بنزد اهالى ايسدون « 6 » رفت . همين شخص نقل مىكند كه بالاتر از ايسدونها قوم آريماسپ « 7 » سكونت دارد كه مردمانى يك چشم ميباشند « 8 » و بالاتر از آريماسپها گريفونها « 9 » هستند كه
هامش
( 1 ) - مشكل به نظر ميرسد كه كيمرىها كه بگفتهء مؤلف تا حدود دنيستر( Dniestre )عقبنشينى كرده بودند از جانب قفقاز بمشرق زمين گريخته باشند . آنچه در اين زمينه مورد قبول غالب محققان مىباشد اينست كه كيمريها از تراكيه و بغازها گذشتند و به آسياى صغير گريختند . بعلاوه تصور نميرود سكاها در تعاقب دشمنى كه به اين سادگى در برابر آنها ميگريخت به حدى شدت عمل بخرج داده باشند كه از شتاب زياد راه را گم كرده و بسرزمين ماد وارد شده باشندBelles Lettrea )جلد 4 - صفحه 55 )
( 2 ) -Aristeas( 3 ) -Caysstrobios( 4 ) -Proconnese( 5 ) -Phebus( 6 ) - ايسدون( Issedons )- دربارهء اين قوم رجوع شود به بند 25 همين كتاب .
( 7 ) - آريماسپ( Arimaspes )- قوم افسانهاى سرزمين سكاها در آسيا كه بحكايت هردوت براى بدست آوردن رسوب زرين رودى كه بنام آنها آريماسپيوس( Arimaspius )نام داشته با پرندگانى افسانهاى بمبارزه مشغول بودهاند .
( 8 ) - هردوت در بند 116 از كتاب سوم نسبت به صحت اين ادعا ترديد كرده است . درباره منبع احتمالى افسانه اين قوم كه هردوت در جلد سوم و چهارم مكرر به آن اشاره كرده است رجوع شود به يادداشت ذيل بند 27 همين كتات .
( 9 ) - گريفون( Griffons )نام موجودى است افسانهاى كه مردم باستان آن را به صورت حيوانى مجسم ميكردهاند كه اندامى شبيه اندام شير ، سر و بالى نظير سر و بال عقاب ، گوشهائى نظير گوشهاى اسب و بالهائى نظر بال ماهى داشته . معروف است كه گريفونها در سرزمينى كه آريماسپها اقامت داشتند مراقب معادن طلائى بودهاند كه اين قوم پيوسته در كمين آن بوده است .