نگهبانان طلا « 1 » ميباشند
و بالاتر از گريفونها مردمان شمالى هستند كه تا سواحل دريائى پراكنده « 2 » ميباشند . و باز هم او نقل مىكند كه همه اين اقوام از آريماسپها گرفته تا ديگران باستثناى مردمان شمالى پيوسته با همسايگان خود در حال جنك و ستيز بودهاند . به اين ترتيب آريماسپها ايسدونها را از سرزمين خود راندند و ايسدونها سكاها را دنبال كردند و سكاها به كيمريها كه در سواحل درياى جنوب « 3 » سكونت داشتند فشار آوردند و آنها را مجبور به ترك سرزمين خود كردند . از اينقرار ، در مورد اين سرزمين اين شخص نيز عقيدهاى مغاير عقيده سكاها دارد « 4 » .
14 - من شرح دادم كه آريستئاس سراينده اشعار مورد بحث از چه شهرى بود . اكنون آنچه را كه درباره او در پرو كونز و سيزيك « 5 » شنيدهام شرح مىدهم . بطوريكه نقل ميكنند آريستئاس از حيث اصالت خانوادگى از هيچيك از همشهريان خود عقب نبود .
روزى او به دكه نمدفروشى در پروكونز وارد شد و در آنجا بمرد . نمدفروش دكه خود را بست و به قصد اينكه اين خبر را ببازماندگان متوفى برساند بيرون رفت . كمكم شايعهء مرك آريستئاس در شهر پيچيد ، ولى ناگهان يكى از اهالى سيزيك كه از شهر آرتاكه « 6 » رسيده بود با كسانى كه بانتشار اين خبر مشغول بودند بمجادله پرداخت . وى مدعى بود كه آريستئاس را در راه سيزيك ديده و با او گفتگو كرده است . چون او « 7 » در برابر
هامش
( 1 ) - مقصود طلائى است كه آريماسپها براى بچنك آوردن آن با گريفونها ستيز ميكردهاند ( دربارهء اين موضوع رجوع شود ببند 116 از كتاب سوم ) .
( 2 ) - باحتمال زياد مقصود مؤلف از اين دريا اقيانوس منجمد شمالى است .
( 3 ) - مقصود سواحل درياى سياه است .
( 4 ) - زيرا سكاها عقيده داشتند كه خود آنها بومى سرزمينى بودهاند كه بنام آنها معروف و قبل از آنها به صورت محلى خشك و بىحاصل بوده است ( هردوت - بند 5 از كتاب حاضر ) .
( 5 ) - سيزيك( Cyzique )از شهرهاى آسياى صغير در عهد باستان كه از حيث نظامى يكى از مراكز مهم درياى مديترانه محسوب ميشده است . سيزيك براى ساختمانهاى مجلل و كشتىهاى تجارى و نيروى نظامى خود شهرتى خاص داشت .
( 6 ) -Artake( 7 ) - مقصود نمدفروش است نه مسافرى كه از شهر آتار كه رسيده بود .