6 - بطوريكه نقل ميكنند دستهاى از سكاها كه اوخات « 1 » نام دارند از نسل ليپو كسائيس و دستهاى ديگر كه كاتيار « 2 » و تراسپى « 3 » نام دارند از نسل آرپو كسائيس ميباشند و از نسل برادر كوچكتر كه پادشاه بود ، دستهاى ديگر از سكاها بوجود آمدند كه پارالات « 4 » نام دارند « 5 » . نام مشترك همه آنها سكولوت « 6 » است . يونانىها اولين كسانى هستند كه اين قوم را بنام پادشاه آنها سيت « 7 » نام نهادهاند .
7 - چنين بود منشاء قوم سكاها آنطور كه آنها خود مدعى هستند . از زمانيكه آنها بوجود آمدهاند ، يعنى از زمان اولين پادشاه آنها تارژيتائوس ، تا زمانى كه داريوش بسرزمين آنها وارد شد بگفتهء خود آنها جمعا هزار سال فاصله است ، نه بيشتر . پادشاهان طلاى مقدسى را كه از آن سخن گفتم محافظت كردهاند « 8 » . هر سال براى جلب نظر مساعد آن زر قربانىهائى بافتخارش ترتيب ميدهند . سكاها عقيده دارند كه هركس كه در ضمن اين جشن نگهبانى طلاى مقدس را در هواى آزاد به عهده دارد بخواب رود آن سال را بپايان نميرساند و خواهد مرد .
هامش
( 1 ) -Auchates( 2 ) -Catiares( 3 ) -Traspies( 4 ) -Paralates( 5 ) - بطوريكه ملاحظه مىشود هردوت باستناد گفته سكاها اين قوم را از چهار طايفه ميداند ، در حالى كه در هيچجاى ديگر كتاب خود به اين اسامى اشاره نكرده است . از تراسپىها و پارالاتها در هيچيك از آثار مؤلفان كهن نيز نامى برده نشده . شايد تقسيم قبايل سكاها به اين چهار قبيله مربوط به زمان بسيار بعيدى باشد كه هنوز مهاجرتهاى بزرك اين قوم آغاز نشده بود و مدتها بر دورهء مؤلف و ديگر مورخان قديم مقدم بوده است .
( 6 ) -Scolotes( 7 ) - مقصود هردوت پادشاهى است كه سكيتس( Skythes )نام داشته و در بند 10 همين كتاب به او اشاره شده است .
( 8 ) - مقصود مؤلف قطعا پادشاهان مهمترين قسمت سرزمين سكاها بوده است كه به شرحى كه خود نقل مىكند بسه قسمت مجزا تقسيم شده بود و طلاى مزبور در يكى از قسمتهاى سهگانه آن نگهدارى ميشده است ( رجوع شود بدنبالهء مطلب در همين بند )