داخل آنها دميد و شباهتى كامل به نىلبك دارد بدست ميگيرند و آن را در عضو تناسلى ماديان فروميكنند و سپس با دهان به داخل آن ميدمند . و در همان حال كه بعضى از آنها مشغول دميدن هستند ، بعضى ديگر شير حيوان را ميدوشند . موجب اين عمل بطوريكه خود آنها نقل ميكنند اينست كه باديكه ميدمند وريدهاى ماديان را متورم و پستانهاى آن را سنگين مىكند . بعد از دوشيدن ، آن را در ظروف گودى از چوب ميريزند و كورها را گرد اين ظروف قرار ميدهند تا آن را بهم بزنند . آن قسمت را كه به روى ظرف ميآيد و بهترين قسمت شير مىباشد از قسمت زيرين آنكه ارزش كمترى دارد جدا ميكنند « 1 » .
براى انجام اين عمل است كه سكاها تمام اسيران خود را كور ميكنند « 2 » ، زيرا اينان صحراگردند و از زراعت بىخبراند .
3 - از همين بردگان و زنان سكاها جوانانى بوجود آمدند و رشد كردند كه چون از چگونگى تولد خود باخبر بودند با سكاهائى كه از سرزمين ماد بازميگشتند بمخالفت برخاستند . آنان ابتدا با حفر خندقى عريض كشور خود را از ديگر نقاط مجزا كردند .
هامش
( 1 ) - مقصود مؤلف اينست كه چربى شير را كه به صورت كره بر سطح خارجى آن ميايستد از قسمت تحتانى كه معمولا براى ساختن پنير به كار ميرود جدا ميكردهاند و بعبارت بهتر از شير كره ميگرفتند و بقيهء آن را براى امور ديگرى مصرف ميكردند .
( 2 ) - مقصود هردوت اينست كه سكاها كه قومى صحراگرد و چوپان بودند و قسمت مهمى از احتياجات غذائى خود را از شير حيوانات رفع ميكردند اسيران خود را كور ميكردند تا نتوانند در موقع زدن شير كره آن را كه مطبوعتر و مقوىتر از باقيمانده آن بود تناول كنند .
ظاهرا بايد حدس هردوت در اين مورد چندان مقرون به حقيقت نباشد ، زيرا سكاها زندانيان خود را براى آن كور ميكردند كه نگريزند و اگر ملاحظه ميكنيم كه براى انجام اين عمل يعنى زدن شير كه صنعت عمده تمدن چوپانى محسوب مىشود از وجود اين بردگان كور استفاده ميكردهاند ، دليل اين امر آنست كه اولا در تمدن چوپانى غير از اين كار و نظاير آن ، كار توليدى ديگرى وجود نداشته و بعلاوه از غلامان و بردگان كور كارى جز اين عمل كه مستلزم حركت و بينائى نيست ساخته نبوده است .