تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
جملهء مؤلف در بند 83 از كتاب چهارم نقل مىكند كه آرتابان « 1 » برادر كوچك داريوش سعى مىكند با اندرز مشفقانه خود پادشاه را از اين لشكركشى پرخطر بازداد . همچنين در بند 84 نقل شده است كه يكى از سرداران پارس بنام اوآباز « 2 » از پادشاه تقاضا كرد اجازه دهد كه يكى از فرزندانش از شركت در لشكركشى معاف باشد و بسرزمين سكاها نرود ؛ داريوش كه اصولا پادشاهى خشن و سخت‌گير نبوده است ظاهرا از اين تقاضا برآشفته و امر كرده است هر سه فرزند او را از شركت در اين لشكركشى معاف كنند ليكن در دم آنها را بقتل رسانند و با اين ترتيب آنها را از شركت در اين لشكركشى معاف كرده است ( بند 84 از كتاب چهارم ) . اين دو افسانه شباهت زيادى بمطالبى دارد كه مؤلف در قسمت‌هائى از كتاب هفتم خود نقل كرده است . در اين كتاب مشاهده مىشود كه آرتابان برادر پادشاه كه مردى باتجربه جلوه داده شده است خشايارشا را از تعرض به يونان منع مىكند . سرگذشت پىتيوس « 3 » در اين كتاب نيز ماجراى او آباز را در كتاب چهارم در نظر مجسم مىكند . همچنين مطالب قسمت‌هائى از كتاب هفتم كه بحكايت آن خشايارشا هنگام عبور از بغازها بر تختى مىنشيند و امواج دريا را كه از تلاطم عبور كشتىهاى بيشمار او خروشان و سواحل پيچاپيچ را كه از هجوم سربازان پارس جوشان شده بود نظاره مىكند ( كتاب هفتم - بند 45 ) شباهت زيادى بمطالب بند 85 از كتاب چهارم دارد كه مؤلف نقل مىكند داريوش هنگام عبور سپاهيان خود از بغازها بر بلندى قرار گرفت و درياى سياه را از دور نظاره كرد . همچنين خشم ناگهانى سكاها از استماع خطر اسارت و بردگى احتمالى خود در بند 128 از كتاب چهارم و تفاخر آنان به آزادى در بند 127 همين كتاب باقدام اهالى اسپارت در بند 133 از كتاب هفتم كه فرستادگان پادشاه هخامنشى را از شدت غضب بچاهى سرنگون كردند بىشباهت نميباشد .
هامش
( 1 ) -Artabane( 2 ) -Oioabazos( 3 ) -Pythios