سفر پررنج و خطر پادشاه هخامنشى در داخل سرزمين سكاها به آن ترتيب كه هردوت نقل مىكند چندان با حقيقت تطبيق ندارد و از لحاظ سنديت تاريخى نميتوان باعتبار آن اطمينان كامل داشت . در اينجا اين سئوال مطرح مىشود كه در اين صورت چه چيز هردوت را تشويق كرده است كه عليرغم اطلاعاتى كه درباره سرزمين سكاها و حدود وسعت آن و رودها و انهار و عادات و سنن و رسوم مردمان ساكن آن داشته است افسانه سرگردانى و حيرانى پادشاه هخامنشى را در اين سرزمين بوجود آورد .
اين تناقضات و خلافگوئيهاى احتمالى را بايد در منبع اطلاعات مؤلف جستجو كرد . در جائى كه هردوت از بقاياى بنائى كه داريوش در ساحل يكى از رودهاى سرزمين سكاها ساخته بود صحبت مىكند اضافه مىكند كه ويرانههاى اين بنا هنوز در زمان او باقى بوده است ( بند 124 ) .
اين مطلب بقسمى نقل شده كه خواننده تصور مىكند مولف خود به اين سرزمين مسافرت كرده و اين ويرانهها را از نزديك به چشم ديده است در حالى كه چنين نيست .
از مجموعه اين تناقضات چنين نتيجه گرفته مىشود كه مولف اطلاعات پراكندهاى در باره اين لشكركشى در آسياى صغير و سواحل درياى سياه جمعآورى نموده و سپس بىتوجه بديگر قسمتهاى داستان و تناقضگوئىهاى حاصل از آن بنقل تمام اين افسانهها و داستانها دست زده است و شايد علت اصلى اشتباه مولف اين بوده است كه اگرچه در زمان او مردم سواحل درياى سياه مطالبى درباره ويرانههاى بناهاى افسانهاى داريوش در سرزمين سكاها نقل كردهاند ولى مولف به اين مطلب توجه نداشته كه ممكن است داريوش در حقيقت سازنده اين قصور و ابنيه اسرارآميز نبوده و بازرگانان و تجارى كه بعدها از راههاى طويل اين سرزمين بتجارت با مشرق مشغول شدند و مطالبى درباره لشكركشى پادشاه بزرك هخامنشى به آن سرزمين شنيدهاند ويرانههاى قصرهائى را كه بر سر راه خود ديدهاند بىدليل بپادشاه هخامنشى نسبت داده باشند .
اين بود خلاصه قسمتى از نظريات مولفان معاصر درباره منابع قسمت اول از كتاب چهارم هردوت .
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: هرودت
ص٥٥