اما موضوع مهم در اين قسمت از كتاب چهارم اينست كه شكست داريوش در اين لشكركشى به آن شدتى نبوده است كه هردوت يا ديگر مورخان يونان باستان حكايت كردهاند .
منابع و اسناد ديگرى وجود دارد كه از همان زمان باقى است و خلاف اين مطلب را ثابت مىكند . كتيبه نقش رستم كه يكى از مهمترين اسناد تاريخ ايران باستان محسوب مىشود و براى جاودان كردن خاطره كشورگشائى و سلطنت داريوش بر دل كوه حك گرديده است ضمن شرح حدود امپراتورى پادشاه هخامنشى و ايالات دوردست آن از « ساسهاى آنسوى درياها » نيز نام برده است . بطوريكه اكثر مورخين باستان حكايت كردهاند و هردوت خود نيز بدان اعتراف دارد پارسها تمام اقوام سكائى را به اين نام خطاب ميكردهاند ( هردوت - كتاب هفتم - بند 64 ) .
بنابراين بعيد نيست كه اين جنگ در حقيقت بفتح كامل سرزمين سكاها و الحاق آن به امپراتورى هخامنشى منتهى شده باشد .
در كتيبه بيستون نيز صحبت از جنگى در ميان است كه پادشاه هخامنشى در بين اقوام ساس نموده و ظاهرا در جريان اين جنگ پارسها از دريا عبور كردهاند و سرانجام رئيس قبيله دشمن را كه شونكا « 1 » نام داشته اسير و سراسر كشور او را تصرف كردهاند .
تصوير اين شخص در كنار تصوير حجارى شده سران شورشهاى پارس در آغاز سلطنت داريوش از قبيل فرورتيش كه بدست اين پادشاه مغلوب و اسير شد مشاهده مىشود .
ولى در حالى كه در كنار تصوير سران شورشى اصطلاحاتى نظير « طرار » و « غاصب » و « ياغى » مشاهده مىشود در كنار تصوير شونكا فقط بذكر اين عبارت اكتفا شده است :
« اين شخص شونكا از اهل ساس است » . اين مطلب مىرساند كه چون پادشاه هخامنشى اين شخص را در رديف شورشيان قرار نداده بايد تصور كرد كه لااقل كشور او در زمان اين پادشاه تسخير شده است .
بهرحال ، اعم از اينكه شونكا رئيس قبيله سكاها بوده باشد يا اينكه پادشاه هخامنشى در سرزمين سكاها با شكستى كه هردوت به وصف آورده است مواجه گرديده باشد ترديدى
هامش
( 1 ) -Shounka