دقيق انديشيده باشد ولى براى موانعى بزرگتر از آنكه در حين سفر طولانى با آن روبرو بوده است تدبيرى نينديشيده باشد .
پارهاى از مؤلفين معاصر عقيده دارند كه قصد داريوش از لشكركشى بسرزمين سكاها اين بوده است كه با تسخير اين كشور سرزمين بكر و ثروتمندى را بر امپراتورى خود بيفزايد تا امكان توسعهء بيشتر بازرگانى و رفتوآمد اتباع او فراهم گردد و راههاى جديد به روى آنها گشوده شود .
بعقيده اين دسته از مولفين پادشاه هخامنشى با چنين قصدى بسرزمين سكاها قدم گذارد و تصميم داشت درياى سياه را دور زند و از طريق شمال بسرزمين پارس مراجعت نمايد و به اين ترتيب گرداگرد درياى سياه را بامپراتورى خود ضميمه كند و اين دريا را به صورت يك درياچه پارسى درآورد .
اما قبول اين عقيده نيز خالى از اشكال به نظر نميرسد زيرا در اين صورت همانطور كه بعدها همهء پادشاهان هخامنشى در جنگهاى خود با يونانيان از نيروى دريائى بعنوان عامل كمكى استفاده كردند در اين لشكركشى نيز لازم بود نيروى دريائى پادشاه در طول ساحل درياى سياه قدمبقدم موازى با پيشرفت سپاهيان زمينى پيش رود و بتدريج كه مناطق داخلى بدست سپاهيان پارس ميافتاد شهرهاى ساحلى را تسخير نمايد .
اگر پادشاه هخامنشى چنين قصدى داشت در اين صورت تعاقب كوركورانه اقوام سكائى در داخل سرزمين گمنام و ناشناس آنان امرى بيهوده و مخالف با هدف و منظور نهائى او بوده است بخصوص كه پادشاه هخامنشى و اطرافيانش از گريزپا بودن اين قوم نيمهوحشى باخبر بودند و قبلا تماسهائى بين اين قوم و مادها و پارسها وجود داشته است ( بند 83 و 134 ) بفرض بىاطلاعى پادشاه از عادات و خصوصيات اقوام سكائى چگونه ممكن است پادشاه با تدبيرى مانند داريوش سپاه عظيمى را به داخل سرزمينى كه هردوت مدعى است بيحاصل بوده بكشاند و لااقل در طول راه خزاين و انبارهائى براى آذوقه سپاه خود فراهم نكند .
باستناد اين قرائن و امارات پارهاى از مؤلفين عقيده دارند كه سيروسياحت و
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: هرودت
ص٥٤