هردوت اضافه مىكند كه اين پيشرفت نتيجهء جنگهاى پيروزمندانه نبوده بلكه اقوام سكائى خود به تبعيت از نقشهاى كه قبلا براى بدام انداختن پادشاه هخامنشى ترتيب داده بودند در برابر سپاهيان او مرتبا عقبنشينى كردند و به اين ترتيب پادشاه هخامنشى را بىجنك و ستيز باعماق سرزمين خود كشاندند . اين تعبير از حوادث مربوط بلشكركشى داريوش بسرزمين سكاها گذشته از آنكه اصولا باوركردنى و قابل قبول نيست با نوشتهها و اقوال ديگر مورخان باستان مغايرت دارد .
يكى از اين مورخان معروف يونان كتزياس « 1 » مورخ قرن چهارم قبل از ميلاد است كه عقيده دارد پادشاه هخامنشى فقط بفاصله پانزده روز راه در داخل سرزمين سكاها پيش رفته .
سترابون « 2 » عقيده دارد كه داريوش در پيشرفت خود در داخل سرزمين سكاها از شنزارى كه محل سكونت قوم ژت « 3 » بود تجاوز نكرد و اين منطقه ناحيهايست كه بلافاصله در آنسوى رود دانوب قرار دارد .
در هيچجا صحبت از حيرانى و سرگردانى پادشاه هخامنشى در سرزمين گمنام سكاها در ميان نيست و نميتوان بطور مطلق تصور كرد كه واقعا بازگشت پادشاه هخامنشى نتيجه عمليات سكاها در تحميل مرارتها و مشقتهاى اين سفر بپادشاه و سپاهيان او بوده است .
از اين لحاظ در متن هردوت نيز دلائل مخالفى بعيان مشاهده مىشود . توضيح آنكه مؤلف خود مدعى است كه سرزمين سكاها از رودها و شطهائى پرآب پوشيده شده بود و وضع اين رودها طورى بود كه امكان پيشرفت سريع و آسان در اين سرزمين وجود نداشت .
شايد عبور از بعضى از اين رودها مشكلتر از عبور از دانوب بوده است و تعجبآور است كه پادشاه هخامنشى براى بازگشت خود و عبور از دانوب و حفظ پل معلق خود تدابيرى
هامش
( 1 ) -Ctesias( 2 ) -Strabon( 3 ) -Getes