در مورد اين حوادث بطريق ديگرى جمعآورى شده باشد .
بطوريكه مؤلف در كتاب ششم نقل مىكند همين كه ميلتياد در سال 493 بآتن بازگشت از طرف دشمنان خود متهم شد كه فكر استقرار استبداد شخصى در سر ميپروراند ( كتاب ششم - بند 104 ) . شايد در آن موقع ميلتياد براى دفاع خود در برابر اين اتهامات و اثبات علائق خود به يونان و حكومت آزاد آن آنچه را كه مؤلف به او نسبت داده است اختراع كرده و داستان تحريك يونانيان را بويران كردن پل ساخته باشد . زيرا بتصور او اگر اين تبانى بنتيجه ميرسيد پادشاه هخامنشى بسرزمين خود بازنميگشت و مشكلات بعدى كه براى يونان و يونانيان بوجود آمد پيش نمىآمد و شهرهاى يونانى سواحل آسياى صغير آزاد ميشدند و حكومتهاى يونانى از نو در آن نقاط مستقر ميشد . بيست سال پس از لشكركشى داريوش بسرزمين سكاها ابداع اين افسانهء خيالى براى مردم فراموشكار يونان بمنزله سند تبرئه سردار يونانى بود و در حقيقت وى را از اتهامات منتسبه تبرئه ميكرد ( كتاب ششم - بند 104 ) - شايد انتشار اين اخبار بين يونانيان و نقل آن در محافل و مجالس آن زمان موجب اشاعه و رسيدن آن به گوش مؤلف بوده باشد . چه بسيار احتمال ميرود كه ميلتياد ضمن شرح حوادث اين لشكركشى سعى كرده باشد با ساختن و پرداختن افسانههاى جالب خاطره رفتار خود را در مقابل پادشاه هخامنشى در دلها زنده نگاهدارد و يا بر ضد كسانى كه بعدها در جريان حوادث يونان رقيب او بودند مطالبى نقل كند .
باحتمال زياد روايت هردوت درباره اين لشكركشى تحتتأثير اظهارات اوليه اين شخص و نقل قول اشخاص ديگر از اظهارات او بوده است .
بطوريكه هردوت نقل مىكند داريوش پس از عبور از رود دانوب براى محافظين يگانه پل رابط بين دو ساحل اين رود كه يونانى بودهاند مهلتى معين كرد كه تا آن تاريخ بانتظار مراجعت او از پل محافظت كنند و پس از آن آزاد بودند كه بموطن خود بازگشت كنند .
اولين فكرى كه از مطالعه اين قسمت بخاطر خواننده خطور مىكند اينست كه
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: هرودت
ص٥٠