تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
بازگردد ، شايد اين روايت قابل قبول به نظر ميرسيد ولى بعيد به نظر ميرسد كه پادشاه هخامنشى چنين قصد خطرناك و بىسرانجامى را نموده باشد . مؤلف نيز در تأييد اين موضوع مطلبى نقل نكرده است . يكى از مسائلى كه در اين مورد مطرح مىشود اينست كه بچه دليل پادشاه هخامنشى به يونىهائى كه خود در كنار رود دانوب گماشته بود دستور داد كه فقط شصت روز انتظار او را بكشند و انتخاب اين تعداد روز از طرف پادشاه براساس چه ملاحظاتى بوده است . شگفت‌آورتر آنكه پادشاه بقدرى بمحاسبهء خود عقيده داشته كه از راه احتياط و براى اينكه اشتباهى رخ ندهد به يونىها توصيه مينمايد كه ريسمانى را شصت بار گره بزنند و هر روز يكى از گره‌ها را بگشايند تا بشصتمين گره كه نشانه روز شصتم است برسند و در آن روز ديگر انتظار بازگشت داريوش را نكشند و بموطن خود مراجعت كنند . در بند 137 كه مربوط است بتشويق سكاها بويران كردن پل در غياب داريوش رفتار ميلتياد با آنچه بعدها درباره اين شخص نقل شده است مغايرت دارد زيرا اگر ميلتياد در اجتماع فرماندهان كشتىها خيانت بپادشاه هخامنشى و ويران كردن پل‌ها را ضرورى دانسته بود چگونه ممكن بود پادشاه هخامنشى پس از بازگشت از سرزمين سكاها و عبور از پل و رفع خطر از اين موضوع مهم باخبر نشده باشد . اگر پادشاه از تبانى ميلتياد و قصد خيانت او مطلع ميشد بىترديد او را بشدت مجازات ميكرد و يا لازم بود ميلتياد براى فرار از مجازات قبل از عبور پادشاه از پل از آن محل بگريزد و به نقطه‌اى امن پناه برد ، در حالى كه هيچيك از منابع تاريخى حكايت از وقوع چنين حوادثى نمىنمايد و مدتها بعد از اين واقعه است كه در سال 495 قبل از ميلاد ميلتياد براى بار اول از سرزمين كرسونز ميگريزد . دليلى كه مؤلف خود براى فرار اول ميلتياد نقل كرده است هجوم قبايل سكائى بسرزمين كرسونز مىباشد ( كتاب ششم - بند 40 ) - فرار دوم ميلتياد دو سال بعد از فرار اول در موقعى اتفاق افتاد كه شورش سرزمين يونى خاموش شد و نيروى دريائى پادشاه هخامنشى در جستجوى او بود . بنابراين محتمل است آنچه در بند 137 از كتاب چهارم نقل شده چندان با حقيقت تطبيق ننمايد به اين جهت احتمال ميرود اطلاعات مؤلف