حملهء داريوش قرار گرفت در هيچيك از بندهاى اين كتاب بموقع مطلبى دربارهء رودهائى كه پارسها ناگزير بعبور از آنها بوده و بىترديد يكى از موانع بزرك توفيق داريوش بودهاند نقل نكرده بطوريكه خواننده تصور خواهد كرد كه در فاصلهء بين دانوب و تانائيس « 1 » و همچنين بين تانائيس و محل سكونت قوم تور و بين اين سرزمين و دانوب داريوش و سپاهيان او در سرزمينى پيش ميرفتهاند كه سراسر شنزار بوده و آب آن منحصر به آب قنوات و چاهها بوده است .
شايد علت اينكه مؤلف اطلاعات جغرافيائى خود را درباره اين سرزمين به صورت پراكنده نقل كرده و همه را مانند يك سلسله زنجير كامل بدنبال هم نياورده علم و اطلاع او به نقص معلومات خود در اين مورد بوده است . جالبتوجه است كه مؤلف در موقعى درباره رودهاى سرزمين سكاها صحبت مىكند كه بحث اصلى او درباره طرز زندگى سكاها است . همچنين شرح تعداد و اسامى اقوام و قبايلى كه در اين سرزمين سكونت داشتهاند در جائى آمده است كه سخن درباره حوادث نظامى و جنگى در ميان است .
بر روى هم خصوصيات اصلى و قابل ذكر قسمت اول از كتاب چهارم هردوت تقسيم مطالب مربوط بسرزمين سكاها در بندهاى متعدد و پراكنده و توجه مؤلف بمسائل كلى جغرافيائى اين سرزمين است .
بعلاوه در ضمن شرح وقايع در بسيارى از موارد مؤلف طبق معمول خود بشرح داستانها و افسانههائى پرداخته است كه شايد بيان آنها در آن موارد ضرورى نبوده است از اين قبيل است داستان فرونشاندن شورش فرزندان بردگان سكاها كه در بند 3 و 4 نقل شده و ملاقات و قرارهاى هركول با زنى كه به شكل افعى بوده است كه در بند 9 و 10 نقل شده و همچنين ماجراى سكيلس « 2 » كه در بند 78 و 80 نقل شده است .
* * * يكى از خصوصيات بارز تاريخنويسى هردوت اينست كه در هر مورد كه مؤلف فرصتى بدست آورده بمناسبتى از بحث اصلى خارج شده و مدتى دربارهء مسائلى ديگر صحبت كرده كه گاه هيچگونه رابطهاى با موضوع مورد بحث او نداشته در قسمت اول از جلد
هامش
( 1 ) -Tanais( 2 ) -Skyles