1 - لشكركشى داريوش به سرزمين سكاها
قسمت اول از كتاب چهارم هردوت ( بند 1 تا 82 ) اختصاص دارد به وصف سرزمين سكاها و شرح لشكركشى پادشاه هخامنشى به اين كشور . قبلا مؤلف در بند 103 و 106 از كتاب اول خود به اين قوم شمالى اشاره كرده و در قسمت اول از كتاب چهارم نيز مطالب مربوط بسرزمين سكاها را بدنبال آن آورده و چنين جلوه داده كه اين ماجرا در حقيقت دنبالهء ماجرائى است كه در زمان مادها بر سكاها گذشته . اما دلايل زيادى در دست است كه مسلم ميدارد كه آن دسته از سكاها كه در قرن شش قبل از ميلاد بسرزمين ماد هجوم آوردند از روسيهء جنوبى مهاجرت كرده بودند و غير از سكاهائى بودند كه در مجاورت تراكيه و مقدونيه ميزيستند و پادشاه هخامنشى به قصد تسخير سرزمين آنها حركت كرده بود .
مؤلف با فرض اينكه اين سكاها همانها بودهاند كه در زمان مادها مجازات شدند و از موطن خود دور افتادند در بند يك تا 4 از كتاب حاضر شرح بازگشت آنها را بموطن خود پس از يك غيبت طولانى بيان مىكند و افسانه ازدواج زنان آنان را با غلامان و ستيز آنان را با شوهران سابق خود شرح ميدهد و در همين قسمت است كه مؤلف محرك پادشاه هخامنشى را در لشكركشى بسرزمين سكاها انتقامجوئى از بازماندگان كسانى دانسته است كه در زمان پادشاهان ماد سرزمين ايران را مكرر مورد تجاوز و غارت قرار داده بودند .
يكى از روشهاى پسنديده هردوت در تاريخنويسى اينست كه پيوسته قبل از بيان هر واقعه بشرح توصيفى سرزمينى ميپردازد كه واقعه مورد بحث در آن رويداده است . در اين مورد نيز مؤلف از سنت هميشگى خود پيروى كرده و همين كه سخن درباره محرك پادشاه هخامنشى به ستيز با سكاها بپايان ميرسد شرح مبسوطى دربارهء شگفتيهاى اين سرزمين و قبايل و مردمان آن نقل مىكند ، با اين تفاوت كه در اين مورد اين قسمت توصيفى با داستانسرائى مؤلف درآميخته و به صورت قسمتهائى پراكنده ضمن شرح حوادث بيان گرديده است .
از بند 5 تا 13 مؤلف دربارهء منشاء اقوام سكائى سخن ميگويد و چهار روايت مختلف را كه در اين باره بر سر زبانها بوده است نقل مىكند و سپس در بند 59 تا 82 كه صحبت