190 - صحراگردان افريقا ، باستثناى ناسامونها ، در موقع دفن مردگان خود همان اعمالى را انجام ميدهند كه يونانيان انجام ميدهند . ناسامونها مردگان خود را در حال نشسته دفن ميكنند و مراقب هستند كه محتضر را در لحظه مرگ به روى پا بنشانند تا خوابيده به پشت نميرد . كلبههاى آنان از ساقههاى بوته سريش « 1 » كه گرد گجن پيچيدهاند ساخته شده و قابل نقل و انتقال است . چنين است عادات و رسوم اين اقوام .
191 - تنها در مغرب رود تريتون و در مجاورت قوم اوزه « 1 - 1 » با افريقائيان كشاورز روبرو ميشويم . اينان طريق استفاده از خانه را ميدانند و ماكسى « 2 » نام دارند . موهاى خود را در طرف راست سر بلند ميكنند و طرف چپ را از ته ميتراشند . بدن خود را نيز با شنگرف اندوده ميكنند . آنان مدعى هستند كه از اخلاف اهالى تروآ « 3 » ميباشند .
سرزمين آنان و بقيه افريقا در سمت مغرب بمراتب از سرزمين بيابانگردان پردرختتر و پرحيوانتر است . قسمت شرقى افريقا ، يعنى همان قسمت كه بيابانگردان در آن زيست ميكنند تا رود تريتون پست و شنزار است ، در حالى كه از اين رود ببعد قسمت غربى افريقا كه افريقائيان كشاورز در آن زيست ميكنند كوهستانى و پردرخت و پرحيوان است . در همين قسمت است كه مارهاى بسيار بزرك ، شيرها ، فيلها ، خرسها افعىها ، خرهاى شاخدار « 4 » ، بوزينهها و حيوانات بىسر كه بادعاى افريقائيان چشمان آنها در سينه است ، و همچنين مردان و زنان وحشى و ديگر حيوانات افسانهاى زيست ميكنند .
192 - در سرزمين بيابانگردان اثرى از اين قبيل حيوانات وجود ندارد ، اما حيوانات ديگرى در آنجا يافت مىشود كه عبارتند از غزال ، آهو و خر - نه از نوع خرهائى كه آب نمىآشامند - گوزنهاى ديگرى كه دسته سازهاى فينيقى را از شاخ آنها ميسازند
هامش
( 1 ) - در متن كلمهء( Asphadele )به كار برده شده كه ظاهرا بايد نوعى گياه چسبنده باشد - در فرهنك نفيسى « بوته سريش » ترجمه شده است ( فرهنك نفيسى - 1931 - جلد 1 )
( 1 - 1 ) -Ausees( 2 ) -Maxyes( 3 ) -Troie( 4 ) - محتملا مقصود مؤلف ضرافه يا نوعى از گوزنهاى افريقائى بوده است .