موقع چرا عقب ميروند اينست كه شاخ آنها به حدى بجلو خم شده كه مجبورند در موقع چرا از عقب راه بروند . آنها در چنين وضعى نميتوانند از جلو پيش بروند زيرا شاخهاى آنها در مقابل آنها در خاك فرو ميرود . فرق اين گاوها با گاوهاى ديگر يكى از اين لحاظ است و ديگرى از حيث ضخامت و استحكام چرم آنها . گارامانتها بر گردونههاى چهار اسبه خود مىنشينند و در اين حال به شكار تروگلوديتهاى حبشى « 1 » ميروند .
زيرا اينان از حيث سرعت در دويدن بين مردمانى كه داستانهائى در اين باره به آنان نسبت دادهاند چابكترين مردمان هستند .
تروگلوديتها از مار و سوسمار و ديگر خزندگان مشابه تغذيه ميكنند . زبان آنها بهيچيك از زبانها شباهت ندارد زيرا آنها مانند خفاش صداهاى تيزى از خود درميآورند « 1 - 1 » .
184 - در آنسوى گارامانتها بفاصله ده روز ديگر راه تپه ديگرى از نمك وجود دارد كه آب در آن جارى است و مردمانى كه گرد آن زيست ميكنند آتارانت « 2 » نام دارند . اينها تا جائى كه ما اطلاع داريم تنها مردمانى هستند كه افراد آن اسم شخصى ندارند ؛ اگرچه مجموع آنها را آتارانت مينامند ، اما فردفرد آنها اسم مخصوصى ندارند .
اينان خورشيد را در موقعى كه سوزان به نظر ميرسد لعن ميكنند و هر ناسزاى قابل تصورى را خطاب به آن بر زبان جارى ميكنند و علت اين امر آنست كه گرماى خورشيد خود آنها و سرزمين آنها را ميسوزاند « 3 » .
هامش
( 1 ) - تروگلوديتها( Troglodites )كه معناى تحت اللفظى آن « ساكنان غارها » است بمردمانى گفته ميشد كه در جنوب مصر و كنار درياى سياه در غارها زيست ميكردند .
( 1 - 1 ) - محتمل است مقصود مؤلف اسلاف قبايل تيبو( Tibous )بوده است كه تعدادى از آنها در غارها زندگى ميكردهاند ، در سرعت حركت معروف جهان بودهاند و زبان آنها به شكل فريادهاى مقطع و تيز بوده استBelles Lettres )جلد 4 - صفحه 189 )
( 2 ) -Atarantes( 3 ) - با وصفى كه مؤلف از حرارت خورشيد در محل اقامت اين قوم مىكند بايد حدس زد كه اين محل يكى از دورترين نقاط مسكونى استوائى شمال افريقا بوده است كه آب و هوائى گرم و سوزان داشته . حدس زده مىشود مقصود هردوت منطقهاى بوده است كه بين درياچه چاد و نيجريه امروز واقع بوده استBelles Lettres )- جلد 4 - صفحه 189 )