باستان برسانند و در اين راه كنجكاويهاى فراوان كردهاند . از اين حيث در حقيقت اين دسته از مورخان باستان پيشقدمان مكتب بيوگرافىنويس در عالم تاريخ محسوب ميشوند .
كار ديگر اين دسته از مؤلفان بيان اوضاع و احوال مشرق زمين و سواحل درياى مديترانه بوده كه در آن زمان مركز فعاليت اقتصادى و سياسى عصر محسوب ميشد .
در دورهاى كه يونانيان تصور ميكردند فاصله بين جزيره ساموس و آتن با فاصله بين اين شهر و ستونهاى هركول يعنى جبل الطارق امروز مساوى بوده و چهار ديوارى جهان از حدود مديترانه تجاوز نميكرده است اين مورخان باستان در اطراف دنيائى كه هموطنان آنان در آن ميزيستهاند و درباره اصل و نسب و نژاد آنان به بحث و كاوش پرداختهاند . بزرگترين عيب اين وقايعنگاران اين بود كه بجاى تاريخنويسى به افسانهنويسى درباره اشخاص توجه داشتند و داستاننويسى و حكايتگوئى و افسانهسرائى اساس و پايه كار آنها بوده است . كتب آنان غالبا شامل مجموعهاى از حوادث و وقايع مربوط به خدايان باستان و افسانههاى منسوب به آنان بود و نكات اخلاقى و فلسفى و استنتاج تاريخى در آنها يافت نميشد ، بقسمتى كه ميتوان گفت حتى افسانهنويسى اين نويسندگان فاقد عمق و معنى بود . با اين حال ، اين افسانههاى پوچ و واهى مورد توجه مردم آن زمان بود و يونانيان باستان از خواندن آنها لذتى فراوان ميبردند . يكى از اين افسانه - نويسان كه از حيث شهرت و نام بر ديگران فائق آمد هكاته
( Hecatee )
معروف است كه از اهل ملط بود و در آسياى صغير در سرزمين يونى زندگى ميكرد . هكاته نخستين كسى است كه قبل از هردوت بفكر افتاد تحقيق جامعى درباره تاريخ دنياى آن زمان بنمايد . معروفترين كتاب او رسالهايست كه تحت عنوان « تشريح زمين » تحرير كرده بود و امروز اثرى از آن باقى نيست . اهميت اين رساله ظاهرا به حدى بوده است كه موجب كمال شهرت نويسنده در دنياى متمدن آن زمان گرديد و اين شهرت بدرجهاى رسيد كه امروز نيز او را قبل از هردوت نخستين وقايعنگار و مورخ دنيا ميدانند .
هردوت بين چنين نويسندگان و وقايعنگارانى تربيب يافت و تحصيل نام كرد .
در جوانى تنها آرزويش آن بود كه روزى با اين نويسندگان افسانهنويس آشنا شود و