تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
را به صورت كتابى جامع گرد آورده . ظن غالب برآنست كه هردوت بتدريج بنگارش تاريخ جهان مشغول شده و چون بروابط اقوام و ملل و ارتباط مردمان آن زمان پى برده و خود شاهد آن بوده است كه چگونه در طى تاريخ ، امپراتورىها و تمدن‌هاى جديد بر ويرانه‌هاى تمدن‌ها و امپراتورىهاى قديم پىريزى مىشود ، كم‌كم به اين نكته توجه كرده كه حيات بشرى به صحنه نمايش بزرگى شباهت دارد كه مراحل مختلف آن مانند سلسله زنجير حوادث يك داستان بهم مربوط است . در همين موقع است كه ظاهرا هردوت پس از وقوف به اصل وحدت تاريخ جهان و ارتباط وقايع آن با يكديگر هدف اوليه خود را تغيير داده و قصد تأليف كتابى درباره تاريخ ربع مسكون زمان خود كرده است . مؤلف در تصور وحدت تاريخ به حدى مبالغه كرده كه در نخستين فصل از كتاب اول خود دو قوم يونانى و پارس را باهم روبرو و اين دو قوم را به صورت دو قهرمان بزرك تاريخ جهان معرفى مىكند ( جلد اول - بند 1 تا 4 ) . تاريخ جهان در حقيقت از قديم‌ترين ايام و تا جائى كه بشر از افسانه‌هاى كهن يو
( Io )
و مده
Medee
و هلن
( Hellenc )
بخاطر دارد پيوسته انعكاسى از رقابت و كشمكش شرق و غرب بوده و هردوت بهتر از هر كس از عهده بيان اين رقابت بزرك و كهن برآمده است . تاريخ هردوت در حقيقت تاريخ نزاع و برخورد آسيا و اروپا و رقابت و ستيز اين دو تمدن بزرگ جهان است . مؤلف ضمن بيان جريان اين رقابت و ستيز بزرك بين دو تمدن آسيائى و اروپائى عبارات متعرضه زياد به كار برده و بارها كوشيده آنچه بقول او « از زيبائىها و شگفتىهاى جهان از يونانيان و اهالى آسيا باقى مانده است » در كتاب خود نقل كند . با اين حال ، از خلال تمام اين مطالب خارج از موضوع و شرح اين عجائب و شگفتىها ، همه‌جا هدف اصلى او كه تشريح تضاد و ستيز اين دو تمدن كهن‌سال است كاملا جلب‌نظر مىكند . همه‌جا مؤلف كوشيده است پيشرفت تدريجى شرق را بسوى غرب مجسم كند و نشان دهد با پيش‌آمد جنك‌هاى مديك كه در حقيقت نخستين و مؤثرترين شكست شرق از غرب بوده است چگونه تمدن شرق براى هميشه از غرب جدا شد و اين دو تمدن براى ابد از هم مجزا و مستقل ماندند . از آنچه گفته شد چنين نتيجه گرفته مىشود كه بر خلاف تصور جمعى از محققان