جمعى عقيده دارند كه مؤلف از آغاز كار قصد انشاى تاريخ عمومى جامع جهان را داشته است . جمعى ديگر عقيده دارند كه هردوت ابتدا به نگارش وقايع منفرد و مجزائى كه در اصطلاح امروز مونوگرافى
( Monographie )
ناميده مىشود مشغول شده و در ضمن كار بادامه اين بحث علاقه پيدا كرده و برنامه كار خود را تغيير داده و تهيه كتاب جامع و بزرگى را در نه جلد موردنظر قرار داده است .
بعبارت بهتر اين دسته از محققان عقيده دارند كه هردوت ابتدا مونوگرافىهائى مجزا براى هريك از اجتماعات و اقوام زمان خود نوشته و سپس آنها را جمعآورى كرده و به صورت كتاب تاريخ جامعى درآورده است . اگر اين نظر را قبول كنيم طبعا اين اين سؤال مطرح مىشود كه قديمترين قسمتهاى اين كتاب كه مؤلف جوان در آغاز كار بتحرير آن دست زده و نيز قسمتهائى كه در اواخر عمر خود بر آن اضافه كرده است كدامست . سؤال ديگرى كه مطرح مىشود اينست كه آيا اصولا مؤلف به هدف نهائى خود رسيده است و كتاب او همانست كه او در نظر داشته يا قسمتهائى از آن ناتمام مانده و دست اجل فرصت تكميل آن را نداده است .
بحث مهم ديگرى كه دربارهء هردوت بين محققان و مؤلفان درگرفته مربوط است به ارزش كتاب اين مؤلف بزرك از لحاظ سنديت تاريخى و صحت وقايعى كه بدان اشاره كرده است . بسيارى از مؤلفان يونان باستان از قبيل كتزياس و پلوتارك هردوت را بشدت مورد انتقاد قرار داده و او را به دروغگوئى و تحريف وقايع متهم كردهاند .
رسالهاى تحت عنوان « خبث طينت هردوت » از مؤلفان يونان باستان باقى است كه عموما تأليف آن را به پلوتارك نسبت ميدهند . اگر اين نسبت صحت داشته باشد همانطور كه از عنوان آن پيداست انتقاد مولفان باستان به حدى شديد بوده است كه حتى هردوت را به « خبث طينت » متهم كردهاند . بين مؤلفان قرون جديد درباره اين مسئله اختلافنظر است . در انگلستان يكى از مورخان معروف بنام سيس
( Sayce )
و جمعى ديگر از مؤلفان كه پيرو مكتب او ميباشند و قسمت اعظم مطالعات خود را به هردوت و آثار او اختصاص دادهاند عقيده دارند كه هردوت از صداقت علمى و امانت قلمى كامل كه سرمايه