درباره اين موضوع در اطراف هردوت مطرح است ميتوان در يك جمله خلاصه كرد :
نخست آنكه آيا هردوت يك مورخ صادق و راستگو بوده و ديگر آنكه بفرض راستگو بودن ، آيا محققى بصير و روشنبين بوده است ؟
بحث درباره اين دو مسئله مهم كارى است بس دشوار و پرزحمت كه از حوصله اين مقال خارج است . هرگز درين بحث مختصر و كوتاه چنين جاهطلبى علمى نميتوان داشت . با اين حال ، باقتضاى وظيفهاى كه از لحاظ تحرير مقدمه و روشن كردن شخصيت هردوت از لحاظ تاريخنويسى براى نگارنده اين بحث وجود دارد پس از اشاره مختصر به نظر مؤلفان باستان درباره هردوت و آثار اين مؤلف قضاوتى را كه در حدود امكان باقتضاى ترجمه متن هردوت و مطالعه اثر اين مورخ بزرك به انسان الهام مىشود در اين مختصر بيان خواهد كرد .
* * * يونان باستان يكى از كشورهاى شگفت عهد باستان است كه بيش از هر سرزمين ديگر براى بشر نويسنده و متفكر و فيلسوف باقى گذارده است . معروف است كه هردوت اولين مورخ دنيا است ، ولى قبل از او نيز در يونان باستان عدهاى از نويسندگان بنام ميزيستند كه هريك تا حدودى در تكميل فن تاريخنويسى سهمى داشتهاند و شايد بتوان آنانرا نيز پيشقدمان فن تاريخنويسى دانست . اين دسته از مؤلفان باستان كه قبل از هردوت ميزيستند و آثار آنان امروز از بين رفته در اصطلاح ادبى به لوگوگراف
( Logographe )
معروفاند . مشهورترين آنها كادموس
( Kadmos )
از اهل ملط ، هلانيكوس
( Hellanicos )
از اهل ميتىلن
( Mitylene )
شارون يا كارون
Charon )
) از اهل لامپساك
( Lampsaque )
و هكاته
( Hecatee )
معروف از اهل ملط و نيز چند مورخ و وقايعنگار ديگر است كه هريك به سهم خود در گذشته و سوابق بشر كنجكاويهائى كردهاند . يكى از خصوصيات بارز اين دسته از نويسندگان يونان باستان اينست كه بيشتر درباره چگونگى تأسيس شهرهاى قديم و شكوه و جلال و كبر و غرور خانوادههاى بزرك و اشراف داد سخن دادهاند و كوشيدهاند با استدلالى غالبا واهى و خيالى اصل و نسب كسانى را كه موردنظر آنها بوده به خدايان و قهرمانان