تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بعد از خروج از آزيريس به سمت شرق هدايت كردند و براى اينكه يونانيان هنگام عبور از اين قسمت متوجه زيباترين مناطق آن محل نشوند زمان حركت را طورى ترتيب دادند كه آنان را در تاريكى شب از منطقه زيبائى كه ايراسا « 1 » نام داشت عبور دادند . بعد از آن آنان را به چشمه‌اى كه بنام آپولون معروف بود بردند و به آنان چنين گفتند : « يونانيان ! جائى كه براى اقامت شما مناسب است همين نقطه است . زيرا آسمان آن سوراخ است . » « 2 » 159 - در زمان حيات باتوس مؤسس اين مهاجرنشين ، كه مدت چهل سال سلطنت كرد ، و همچنين در زمان حيات فرزندش آركسيلاس « 3 » كه مدت شانزده سال سلطنت كرد ، تعداد اهالى سيرن به همان عده از مهاجرينى كه در آغاز كار آمده بودند محدود بود « 4 » . اما در زمان پادشاه سوم كه باتوس خوشبخت نام داشت هاتف معبد توصيه كرد كه يونانيان در كشتى نشينند و بافريقا روند و با اهالى سيرن در يك جا زيست كنند « 5 » . اهالى سيرن آنانرا بدانجا دعوت ميكنند و آماده‌اند اراضى خود را با آنان تقسيم كنند . توصيه الهى چنين بود : « آنكس كه بعد از انجام تقسيم اراضى بسرزمين مطلوب افريقا
هامش
( 1 ) -( Irasa )- همين محل است كه بعدها توسعه يافت و به صورت مهاجرنشين معروف سيرن در ساحل افريقا درآمد ( 2 ) - ظاهرا منظور بوميان افريقا كه مؤلف بان اشاره كرده است اين بوده است كه در آن محل باران ميباريده است و يونانيان ميتوانستند از نعمت آن برخوردار شوندBelles Lettres )جلد 4 - صفحه 175 ) ( 3 ) -Arkesilas( 4 ) - بطور يقين مقصود مؤلف اينست كه در اين مدت كسانى ديگر از يونانيان به اين شهر مهاجرت نكرده بودند و الا ترديدى نيست كه اگر تعداد اهالى اين مهاجرنشين در نتيجه توليد مثل افزايش نمييافت لااقل در اثر مرك‌ومير تقليل مييافت . ادعاى مؤلف دائر بر اينكه در مدت پنجاه و شش سال تعداد اهالى شهر ثابت ماند صحيح به نظر نميرسد مگر آنكه چنين تعبيرى از آن بتوان نمود . ( 5 ) - حس توسعه‌طلبى يونانيان و علاقه آنان به ايجاد مستعمرات پرجمعيت در سواحل افريقا بىترديد يكى از عوامل مؤثر در ابداع اين پيشگوئىها در معبد معروف دلف بوده است .