موقعى كه ميخواستند در ساحل پياده شوند اهالى ترا آنها را سنگسار كردند تا پياده نشوند و به آنها توصيه كردند كه به همان محل كه از آنجا آمده بودند مراجعت كنند .
پس به حكم اجبار آنان بار ديگر شراع بركشيدند و در ساحل افريقا در جزيرهاى كه پلاتئا « 1 » نام داشت و قبلا از آن ياد كردم مهاجرنشينى تأسيس كردند . برخى اطمينان ميدهند كه اين جزيره از حيث وسعت با شهر كنونى سيرن برابر است .
157 - آنان مدت دو سال در اين جزيره سكونت كردند . اما چون توفيقى بدست نياوردند يكى از بين خود برگزيدند و او را در آن محل باقى گذاردند و ديگران به قصد عزيمت به دلف حركت كردند . همين كه اينان به محل معبد رسيدند با هاتف به مشورت پرداختند و چنين گفتند كه در افريقا زندگى ميكنند ، اما از اين حيث خود را چندان خوشبخت نميدانند . هاتف در جواب آنان چنين گفت : « اگر تو افريقا را كه سرزمين پرورش دهندهء گوسفندان است و خود به آنجا نرفتهاى از من كه به آنجا رفتهام « 2 » بهتر بشناسى ، ترا بخاطر اين دانش ستايش ميكنم » . همين كه باتوس و همراهان اين سخنان را شنيدند بيدرنك به افريقا مراجعت كردند زيرا دانستند كه خداوند تأسيس اين مهاجرنشين را بىآنكه به خود افريقا قدم گذارند كافى براى انجام تعهد آنان ندانسته است .
158 - پس همين كه به جزيره رسيدند كسانى را كه در محل گذارده بودند با خود برداشتند و در قسمتى از افريقاى اصلى كه در برابر آن جزيره واقع بود و آزيريس « 3 » نام داشت مستقر شدند . اين محل از هر طرف از درههاى زيبا و پردرخت محصور است و در يك سوى آن رودى در سراسر طول آن جارى است . آنان مدت شش سال در اين محل اقامت كردند . در سال هفتم ، اهالى افريقا بدروغ وعده دادند كه آنانرا به محلى بهتر خواهند برد و با اين وعده آنانرا حاضر به ترك آن محل كردند . افريقائىها آنان را
هامش
( 1 ) -Platea( 2 ) - معبد دلف مخصوص خداوند آپولون( Apollon )بود . بحكايت افسانههاى باستان آپولون دختر پادشاه لاپيتها را( Lapithes )بنام كيرنه( Kyrene )كه در حين شكار با او روبرو و خاطرخواه او شده بود ربوده و با خود به افريقا برده بود . در اين مورد اشاره هاتف متوجه اين افسانه است
( 3 ) -Aziris