است ، ليكن در طرز تنظيم آن آنچنان تحتتأثير نوشتههاى متقدمين خود قرار گرفته كه در پارهاى از موارد اين حدس قوت ميگيرد كه وى اصولا اين قسمتها را عينا از آنان اقتباس كرده است .
در آن قسمت از كتاب چهارم كه به شرح حوادث و وقايع اختصاص دارد مؤلف بارها بگفته اهالى ترا « 1 » استناد كرده و اين امر مىرساند كه قسمتى از اطلاعات خود را در اين زمينه از طريق آنان بدست آورده است . از اين قبيل است مطالبى كه در آغاز بند 150 دربارهء حوادث مربوط به قبل از تشكيل مهاجرنشين يونانى سيرن نقل گرديده است . قسمتى ديگر از مطالب اين قسمت در نقاطى ديگر جمعآورى شده است . فى المثل محتمل است حوادث بىسرانجام اهالى مينى « 2 » در سرزمين لاكدمونى « 3 » كه در بندهاى 145 و 149 نقل شده است ظاهرا در سپارت به گوش مؤلف رسيده باشد ؛ و با درباره باتوس « 4 » و چگونگى مأموريت او و حوادثى كه در مهاجرنشينهاى جزيره پلاتئا « 5 » گذشته است در سيرن كسب خبر كرده باشد . برخى از محققين عقيده دارند كه پارهاى از اطلاعاتى كه مؤلف درباره سرگذشت اهالى ترا نقل نموده عينا از يكى از وقايعنگارىهاى آن زمان كه درباره حوادث اين مهاجرنشين تحرير شده اخذ شده است « 6 » . اشكال قبول اين فرض اينست كه ظاهرا مؤلف به ترا سفر نكرده و از نزديك با اهالى اين مهاجرنشين مجالست نداشته ؛ اما اين مهاجرنشين روابط نزديكى با ساموس داشته و محتمل است كه مؤلف در سفرى كه به اين محل كرده و منتهى باقامت نسبة طولانى او در اين جزيره گرديده حوادث مربوط به ترا را در همان محل جمعآورى و يا از يكى از وقايعنگارىهاى موجود اخذ كرده باشد « 7 » .
هامش
( 1 ) -Thera( 2 ) -Mynie( 3 ) -Lacedemonie( 4 ) -Battos( 5 ) -Platea( 6 ) -Belles Lettres- جلد 4 - صفحه 153
( 7 ) - همان كتاب - همان صفحه